به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط shima_2 نمایش پست ها
    سلام
    من دختری 24 ساله هستم که 3 سال است عقد کرده ام.
    همسرم 25 سال دارد.هر دو مدرکمان کارشناسی است
    من و همسرم خیلی با هم متفاوتیم( خانواده اش کاملا مرد سالار و خانواده م کاملا زن سالاری است)
    همسرم من را دقیقا مانند یک دوست و نه یک همسر حساب می کند
    مثلا اگر بگویم برویم و برای عید خرید کنیم می گوید اگر خانواده ات برایم خرید می کند برایت خرید می کنم و الا خیر.
    تا وقتی در آمد نداشت توقعی از او نداشتم اما حالا که درآمد دارد هیچ خرجی برایم نمی کند نه کادویی برای روز زن ونه کادویی برای تولد.


    اخلاقش تند است سر هر مساله کوچکی داد میزند حتی جلو تمام خانواده اش.

    در این 3 سال هر وقت خریدی داشته ام از خانوادهام هزینه اش را گرفته ام و با او به خرید رفته ام.

    بد بینی مشکل دیگرش است .خیلی شدید نیست ولی اذیتم می کند
    مثلا میخواستم به یک جلسه شب شعر عمویم بروم (چند بار با او رفته ام می گوید به شعر علاقه ندارم) می گوید نه آنجا پسر هم هست نرو.یا مثلا لباس زیر مانتوم تاب بود میگوید تو از دستی این لباس را پوشیده ای که بروی و خودت را نشان بدهی من ذات تو را می شناسم

    به مهمانی ها هم که همراهم نمی آید .میگوید حوصله جمع را ندارم.تو هم الان که عقدی می توانی بروی بعدا اجازه نمی دهم.

    وقتی بیرون میرویم دخترها را مسخره می کند البته من اصلا حساس نیستم اما از کار مسخره کردن بدم می آید.یا مثلا چکمه هریده ام میگویید خوب است الان شبیه شمر شدی می رویم شال بخریم شال روی سرم امتحان میکنم می گوید مثله دختران دهاتی شدی.

    تا حالا یک مسافرت 2 نفره با هم نرفته ایم خیلی هم زود رنج است.

    اما من هم دختر آزادی هستم نمیتوانم خیلی چشم گو باشم.
    مثلا پسر داییم اس ام اس میزد به من از او خواهش کردم دیگر این کار را نکند
    یا اینکه کلاس خصوصی با پسر برنمیدارم
    اما حرف بی منطق را نمی توانم بپذیرم
    آدم آرامی هستم اما لحن بد همسرم من را هم لجباز کرده است.


    اما عیب های من از نظر او:
    1-به من اعتماد ندارد چون چندین سال با من دوست بوده
    2-می گوید خیلی حاضر جوابی
    3-به حرف گوش نمیدی


    الان هم از من خواسته تصمیم آخر را من بگیرم.
    اگر با همین وضع ادامه دهم تا تقی به توقی میخورد می گوید خودت خواستی من شرط ادامه زندگی را که به تو گفته ام و تو قبول کردی
    سلام
    چرا اینقدر دوران عقدتون طولانی شده؟ بدترین آفت دوران عقد و نامزدی طولانی شدن اونه. چرا تا حالا نرفتین زیر یک سقف؟ این چیزایی که گفتین طبیعیه ولی دلیلش طولانی شدن مدت عقدتونه چون کلا داره شما رو بهم بدبین میکنه.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  2. کاربر روبرو از پست مفید rozaneh تشکرکرده است .

    shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 اردیبهشت 92 [ 19:25]
    تاریخ عضویت
    1392-1-09
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    126
    سطح
    2
    Points: 126, Level: 2
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شیما خانم
    دعا میکنم زندگیتون بهتر بشه-همچنین به خدا توکل کنیید
    یه سوال داشتم
    به هزینه های طلاق اشاره کردید و گفتید
    اما از هزینه های طلاق هم می ترسم
    شما دنبال طلاق گرفتن مگه رفته اید؟هزینه هاش در چه میزانی میباشد؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید imanamani65 تشکرکرده است .

    shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید دوستان عزیز به دلیل تاخیرم
    اینکه پرسیدید هزینه های طلاق مگه چیه ؟برادر خوبم شما امکان نداره در یک زندگی مشترک با کسی باشید و از نظر روحی به اون عادت نکرده باشید به هر حال وقتی یک زندگی مشترک تمام میشه خواه ناخواه تمام اون لحظات به یادتون میاد.
    ضمن اینکه ما در ایران زندگی میکنیم افرادی که شاید به دلیل صمیمیت و یا کنجکاوی از زندگی مشترکت سوال خواهند کرد و شایدم شما رو به بی عرضگی در مورد اینکه نتونستی زندگی مشترکتو حفظ کنی متهم خواهند کرد .
    بعد از طلاق شما یه دختر مجرد نیستید دختری هستید که یک بار طلاق گرفته اید شاید موقعیت های قبلی ازدواج را نداشته باشید.اینها نظر من بود البته .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    سلام
    چرا اینقدر دوران عقدتون طولانی شده؟ بدترین آفت دوران عقد و نامزدی طولانی شدن اونه. چرا تا حالا نرفتین زیر یک سقف؟ این چیزایی که گفتین طبیعیه ولی دلیلش طولانی شدن مدت عقدتونه چون کلا داره شما رو بهم بدبین میکنه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    سلام
    چرا اینقدر دوران عقدتون طولانی شده؟ بدترین آفت دوران عقد و نامزدی طولانی شدن اونه. چرا تا حالا نرفتین زیر یک سقف؟ این چیزایی که گفتین طبیعیه ولی دلیلش طولانی شدن مدت عقدتونه چون کلا داره شما رو بهم بدبین میکنه.
    دوسال که همسرم دانشجو بود بعد هم به دنبال کار رفت و 4 تکه از وسایل رو باید میخرید هزینه عروسی هم که با خودش است و در نتیجه انقد طول کشید یکبار هم قرار بود جدا بشیم تمام خانواده ام را در جریان گذاشتم و تمام رازهای زندگیم را برملا کردم بعد شوهرم پشیمون شد چرا جدا بشیم
    اما حالا خانواده هامون که با هم مشکل دارند اصلا با هم نمی سازن همسرم با مامانم بسیار مشکل داره قبلا با هم بد جور دعوا کردند و مامانم هم که کلا اونو قبول نداره من و همسرم هم که دوران نامزدی بدی داشتیم
    روابط بد میان مادرم و همسرم چقد در آینده تاثیر گزار است مخصوصا اینکه همیشه می گوید آدم بد کینه ای است؟
    اینکه همسرم در دوران عقد از نظر مالی هیچ خرجی برایم نمی کند آیا امکانش است که در آینده برایم در حد متعارف خرج کند؟
    چون برایم مشکل خرج نکردن و بددلی او در اولویت است

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    راستش بعد از خوندن پستت به ياد چند مورد از اقواممون كه شرايط شما رو داشتن افتادم اون موقع فقط يكيشون جدا شد اما 2تاشون به اميد اين كه شايد وقتي خونه خودمون بريم خوب شه و....جدانشدن.
    فقط مي تونم بگم الان موندن باتمام مشكلات و بچه و...كه هر از گاهي كارشون به دادگاه مي كشه ولي به دليل بچه باز كنار مي يان.

    اينم در نظر بگير چون باهم دوست بوذين بد گماني شوهرت امكان نداره از بين بره.

    ولي براابن كه از تصميمي كه مي گيري مطمئن شي حتما قبلش به روانشناس مراجعه كن.

    موفق باشي

  7. کاربر روبرو از پست مفید SOGAND. تشکرکرده است .

    shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    2,542
    سطح
    30
    Points: 2,542, Level: 30
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    230

    تشکرشده 223 در 59 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    0
    Array
    خانم شیما آیا شما مردها را میشناسید؟
    آیا همسر خود را آدم منصفی میدانید؟
    آیا میدانید فراهم کردن امکانات زندگی و پرداخت هزینه های عروسی به تنهایی و قبول مسوولیتهای زندگی مشترک چه استرس و فشار عصبی را به یک پسربچه 25 ساله وارد میکنه؟
    آیا همسر شما عکس العملهای هیجانی تهاجمی یا تدافعی از خود بروز نمیدهد؟
    آیا شما و خانواده شما او را بعنوان یک مرد با توان اداره زندگی پذیرفته اید؟
    اگر میخواهید چنین مردی عاشق شما باشد و خود را وقف شما کند باید خود را تسلیم محض او کنید آنهم زمانی که در اوج قدرت اید و میتوانید جلو او بایستید نه زمانی که در موضع ضعفید(طوری که او هم بفهمد). اگر میخواهید آزاد باشی تسلیم شوید ، که اگر مرد منصفی داشته باشی به آزادی ات می رسی.
    پشت او را خالی نکن حتی در مقابل خانواده ات ولی به او بفهمان کاری که کردی شاید درست نبوده و به خاطر او چنین کاری انجام داده ای.
    از خانواده خودت بخواه تا درک کنند که نمی توانی پشت همسرت را خالی کنی و تحکم او را زیر وال ببری.

  9. کاربر روبرو از پست مفید kiann تشکرکرده است .

    shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kiann نمایش پست ها
    خانم شیما آیا شما مردها را میشناسید؟تا قبل از ازدواج شاید نه اما الان احساس می کنم شناخت بهتری نسبت به قبل دارم
    آیا همسر خود را آدم منصفی میدانید؟نه این یکی رو شرمنده همسرم کاملا 2 شخصیت متفاوت دارد شخصیتی که در ذهن از خود دارد همان شخصیتی که به من میگفت من دوست دارم همسرم تا ساعت 12 شب هم در خیابان باشد از نظر من مشکلی ندارد اما اگر ساعت 2 ظهر در خیابان باشم شاید کار هم داشته باشم اما حتما دعوا داریم که چرا سر ظهر خیابان بوده ای
    آیا میدانید فراهم کردن امکانات زندگی و پرداخت هزینه های عروسی به تنهایی و قبول مسوولیتهای زندگی مشترک چه استرس و فشار عصبی را به یک پسربچه 25 ساله وارد میکنه؟من اگه انقد استرس داشتم زمانی که درس میخواندم آن هم تنها دو روز در هفته بقیه اش را به جای این که در خانه تک و تنها بنشینم و در مورد همسرم خیالبافی کنم و حس بدبینی ام را تقویت کنم در یک آژانس کار میکردم
    آیا همسر شما عکس العملهای هیجانی تهاجمی یا تدافعی از خود بروز نمیدهد؟تا دلتان بخواهد
    آیا شما و خانواده شما او را بعنوان یک مرد با توان اداره زندگی پذیرفته اید؟از چه نظر فرمودید بزرگوار,از نظر عاطفی نه و از نظر مالی هم نه
    اگر میخواهید چنین مردی عاشق شما باشد و خود را وقف شما کند باید خود را تسلیم محض او کنید آنهم زمانی که در اوج قدرت اید و میتوانید جلو او بایستید نه زمانی که در موضع ضعفید(طوری که او هم بفهمد).(وقتی همسرم میگه من میام دانشگاه یه کاری می کنم آبروت بره شما در نهایت میتونی بگی بله عزیزم شما مطمئنا توانایی انجام این کارو داری ولی این کار در شان شما نیست اونوقت بعدش که به این ماجرا فکر میکنی از همسرت چه ذهنیتی می مونه ) اگر میخواهید آزاد باشی تسلیم شوید ، که اگر مرد منصفی داشته باشی به آزادی ات می رسی.
    پشت او را خالی نکن حتی در مقابل خانواده ات ولی به او بفهمان کاری که کردی شاید درست نبوده و به خاطر او چنین کاری انجام داده ای.(اون زمانی که با مامانم دعوا کرده بود من باهاش قرار ملاقات گذاشتم دقیقا چیزی که تو ذهنم بود گفتم الان همسرم میاد و میگه از اتفاقی که افتاده متاسفم ولی فک میکنی چیکار میتونیم بکنیم اونم که اومد گفت من همینم خوبته بمون والا هم بیا جدا شیم من خیلی کار بوده مامانتو کتک نزدم(تو اون قضیه هم مامانم مقصر بود هم مامانم اما شروع و تحریکش با همسرم بود) )
    از خانواده خودت بخواه تا درک کنند که نمی توانی پشت همسرت را خالی کنی و تحکم او را زیر وال ببری.خانواده من بد من نمی خوان ولی همسرم احترام منو نگه نمی داره چند بار جلو خانوادم سرم داد زده پشت تلفن بد صحبت کرده از نظر مالی هم که تعطیل
    انشالله یک تصمیم درست برای زندگی خودم بگیرم(آمین)

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید دوستان
    امروز من و خانواده برادر شوهرم در خانه خواهرشوهرم دعوت بودیم بچه های برادرشوهرم بسیار شیطون و خرابکار هستند وقتی میخواستیم برویم بچه های آنها ماشین ما را گلی کرده بودند شوهرم وقتی ماشین گلی را دید بلند گفت اینها به بچه های سگ می مونن بعدا هم میگفت حالا به مامان باباشون میگی اینا حیوانن بهشون برمیخوره
    یعنی همسر من حق داره اینجوری حرف بزنه یعنی شاید هر کسه دیگری بود بازم این رفتارو داشت؟

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه ها تو رو خدا بگید من با لحن بد همسرم چیکار کنم

    اینکه من در حالت عادی هم از لحن همسرم رنج میبرم
    مثال:شوهرم و دوستش داشتن جلو ما قدم میزدن من و دوستمم پشت سر اونا بودیم بعد ما یه جایی با ذوستم وایستادیم شوهرم با تشر به من میگه پاشین بیاین دیگه

    از این دست مثال ها زیاد است انقد بهش گفتم من وقتی اینجوری با من حرف میزنی دلم خالی میشه تو رو خدا اینجوری با من حرف نزن میگه تو فک میکنی پرنسسی میخوای مثله اونا باهات رفتار بشه.



    بدتر اینکه پدرش , عموش , دامادشون که پسر عمشه دقیقا عین همینن.

  13. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط shima_2 نمایش پست ها
    به من اعتماد ندارد چون چندین سال با من دوست بوده
    تو این چندین سال دوستی چیکار می کردید که همدیگه رو نشناختید؟
    این صفاتی که شما می گید با همه نقش بازی کردن و مواظب بودن، توی چند ماه خودش را نشون می ده.

    الان هم که واضح بهتون گفته من تغییری نمی کنم و تمایلی به عوض شدن ندارم.
    کسانی که می خوان عوض بشن سخته. ایشون که اصلا نمی خواد.

  14. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    shima_2 (چهارشنبه 14 فروردین 92)

  15. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    تو این چندین سال دوستی چیکار می کردید که همدیگه رو نشناختید؟
    این صفاتی که شما می گید با همه نقش بازی کردن و مواظب بودن، توی چند ماه خودش را نشون می ده.

    الان هم که واضح بهتون گفته من تغییری نمی کنم و تمایلی به عوض شدن ندارم.
    کسانی که می خوان عوض بشن سخته. ایشون که اصلا نمی خواد.
    من ازدواجم بر اساس تصمیم یک انسان بالغ نبود بلکه بر اساس تصمیم کودکی بود که تنها فکر میکرد خیلی بزرگ شده

    من ازدواجم اشتباه بود اما میخوام حتی اگه جدا شم آگاهانه جدا شم.

    برام خیلی دعا کنید.قرار یک جلسه بین من و خانواده همسرم و یه روانشناس برگزار شه بعد از اون یه تصمیم قطعی در مورد اینکه در مورد جدایی صحبت کنیم و یا در مورد مراسم عروسی ,خواهم گرفت.

  16. کاربر روبرو از پست مفید shima_2 تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 14 فروردین 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 17 خرداد 93, 01:49
  3. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 07:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.