نقل قول نوشته اصلی توسط sara 65 نمایش پست ها
مینا عزیز
من همیشه به دوستام که با یه پسر رابطه داشتن میگفتم هرچند وقت یه بار علاقشونو بذارن کنار و با دید یه آدم غریبه به رابطشون نگاه کنن و به حرفا و کارای طرف فکر کنن.این پیشنهادو به تو هم میدم چون واقعا نیاز داری چند لحظه از این رابطه بیای بیرونو ببینی که متاسفانه متاسفانه متاسفانه چقد حرفاش تحقیر آمیزه! پسری که هنوز لیسانسشو نگرفته و بیکاره بهت میگه زنم باید دکترا داشته باشه چون خانوادم میخوان و شایدم تو رو قبول نکنن حتی اگه دکتراتو بگیری!!! ذختر اعتماد به نفست کجا رفته؟ حتی اگه فرض رو بر این بذاریم که خودش واقعا تو رو دوس داره و این نظر خانوادشه( هر چند که این حرفا معمولا نشانه پیچوندنه!!!) بازم با شنیدن این حرفا باید تکلیفتو سریع معلوم میکردیو آخه همه چی که با یه کلمه دوسش دارم و نمیخوام از دستش بدم توجیه نمیشه .
ممنونم صبا جان . من واقعا اعتماد به نفسمو از دست دادم. احساس میکنم هر چی هست و نیست شده این ادم. در صورتی که قبلا اینطور نبودم و راحت کسی و که مناسبم نبود نمیپذیرفتم.
واقعا قبول دارم که حرفاش تحقیر امیز هست. حتی با تا دوستای صمیمیم هم مطرح کردن اونام همین نظرو داشتن. و گفتم که خونواده سخت گیر و پر افاده ای داره و چون یکیشون دورادور خونواده ی این اقارو میشناخت حتی به من گفت که این خونواده خودشون وقت ازدواج که برسه واسه پسر و دختراشون زن میگیرن و خیلی خیلی کم پیش میاد اجازه انتخاب بدن. و اینکه این اقا هرچقدر هم بخواد اگر مادرش راضی نشه و یه بهونه که سن من هست حتی اگر دکترا هم داشته باشی بیاره امکان نداره خود پسره کاری کنه .و به حرف خونوادش عمل میکنه.
من اینا خرفارو با خودش در میون گذاشتم. اما منکر شد و گفت نه. اگر من دختریو انتخاب کنم که شزایط اونارو داشته باشه مادرم به نظرم احترام میزاره اما در غبر این صورت کاری از دستم بر نمیاد و باید جدا شیم. و به من گفتن انتظار داری من اون موقع چیکار کنم؟ ایا باید کاملا از خونوادم جدا شم و بیام تنها خاشتگاریت؟ یا اینکه بازم به دوستیمون ادامه بدیم تا اونا خسته بشن و به اجبار بگن باشه؟؟؟ من واقعا جوابی نداشتم که بدم به این خرفاشون. چون اینطور زندگی رو هم نمیپسندم
به من گقتن حاضری این ریسک و انجام بدی و با من باشیی؟؟؟؟

من بارها از بیرون به رابطه ام نگاه کردم و منوجه هستم که در اینده هر اتفاقی ممکنه بیفته و بر اساس حرفای الان ایشون خیلی زاحت خودشو میکشن کار و میگن منمه بهت گفته بودم.

این اقا خیلی از معیارهای اخلاقی مورد نظر من رو داره به جز اینکه اخساس میکنم مرد مستقلی نیست که بتونه واسه زندگی خودش تصمیم بگیره