به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array

    RE: بخاطرقطع رابطه هرحالم بدترازدیروزمیشه

    اونی که خواستگارم(اشنایی توخیابون) بودوباباباحرف زدوشرایطش روگفت قرارشدهرچه زودتررسمیش کنیم ولی نمیدونم چی باعث شد بهونه بیاره وبگه میخوام اول خونه بخرم درحالیکه نمیدونم مشکل واقعیش چی بودکسی که میگفت بیشترازخودش دوستم داره واسم میمیره همین که بهش گفتم تاتهیه وتدارک دیدن شما،بهتره قطع رابطه کنیم گفتم میدونیدکه هردومون وابسته شدیم وبیشترادامه بدیم وابسته ترمیشیم
    قبلش بهم پیام داده بودازم خسته شدی ولی قسم خوردم که خسته نشدم من هم دوستش دارم ولی نمیخوام بلاتکلیف بمونم بهم گفت نه توفقط قصدازدواج داری نمیخوای درکم کنی درحالیکه چهارماه بهش فرصت دادم تاکارهاش رودرست کنه بعدشم ماکه نمیخواستیم به همین زودی عروسی بگیریم حداقل یه سال بعدعقدمیخواستیم واسه زندگیمون تصمیم بگیریم (کی عروسی بگیرم اصلاعروسی بگیریم یاماه عسل بریم و...)
    این اواخربهم میگفت بیایه روزبامن بیرون بریم(رستوران یاخرید) بعدش من به خانواده هازنگ بزنم بگم که من وشماباهم هستیم بدونن باهم بیرونیم تامجبورشن هرچه زودتربرای رسمی کردن اقدام کنند اخه من هیچ وقت باهاش بیرون نمیرفتم نمیخواستم تارسمی شدن رفت امدی داشته باشیم مثلا خریدبریم رستوران بریم
    ولی من قبول نکردم وگفتم من ابرو دارم خانوادم همیشه پشت وپناه من بودندوهستندتاجاییکه تونستن واسم کم نذاشتند درسته ازیه خانواده پولدارنیستم ولی خانوادم هم سعی کردنددرحدتوانشون پشتم باشندگفتم به هیچ وجه اینکاررونمیکنم
    میگفت نمیخوام یه لحظه ازم دلخورباشی ولی دلم روشکست ورفت پشت سرش روهم نگاه نکردبدون هیچ توضیحی رفت
    منی که بخاطرش چقدربه خانوادم اصرارکردم تاقبولش کننددرحالیکه قبول نمیکردندهی اصرارکردم گفتم پسرخوبیه گفته من هم خواهردارم دلت رونمیشکنم بااحساساتت بازی نمیکنم اجازه بده اشناشیم خانواده هامون اشناشن من دوست پسرت نیستم خواستگارتم میخوام زندگیم روباتوبسازم میدونست ازدوست پسربدم میادوبه هیچ وجه راضی به دوستی نمیشم ولی مخالف اشنایی قبل ازدواج زیرنظرخانواده هانیستم
    همه حرفاش کشک بود

  2. 2 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    roseflower (پنجشنبه 05 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ،،اخلاق و عادات بد روزمره من ،،یه روزمرگی بیخود
    توسط ARAM-ESH در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 16:33
  2. مشخص نمودن میزان اضافه وزن یا کمبود وزن(bmi)
    توسط keyvan در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 تیر 91, 14:02
  3. همسرم روزه نمیگیرد چه برخوردی با او داشته باشم
    توسط ghalam63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 09 مهر 90, 14:57
  4. نظر در مورد وزن همسر
    توسط sina.sina11 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 04:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.