به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 64

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 بهمن 91 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1391-2-27
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    796
    سطح
    14
    Points: 796, Level: 14
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    106

    تشکرشده 107 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نتونستم احوالات خودمو تغییر بدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط باران بهاری11
    سلام جناب کیش میش احوالتون؟
    خوبم ممنون. شبیه یزدیا میحرفم؟کجاش؟
    ..نه بابا فرسنگها فاصله دارم با یزد!
    از طرفی شما میگید به حرفهای شما سعی میکنم عمل کنم اما خب ما ندونسته از کجا بفهمیم شما درچه حالید با اینکارتون ما رو به جهت دیگه ای سوق میدید چون نمدونیم کدومش اثربخشتره..
    خب اونا پدر ومادرتونن نمیشه بیخیال شد هرچند ندانسته دارن به شما لطمه وارد میکنن اما خب ما هنو حرفهای اونا نشنیدیم که یطرفه به قاضی بریم..برا اینکه شما بیشتر تو چشم خونوادتون بیاین باید باهاشون صمیمی شید هم شما بهشون محتاجید و دوسشون دارید هم اونا دلخوش به تنها میوه ی زندگیشون..درسته اونا سردن اگه شماهم بیخیال شید اوضاع بدتر میشه..یه قکری از ذهنم چند وقته میگذره شاید بی تاثیر و خنده دار باشه اما میگم شاید تیری در تاریکی نزدیک هدف باشه..شما شب که اومدید خونه سعی کنید سر شام یا بعدش که کنار هم نشستین جوی شاد ایجاد کنید و بحرفین سر هرچی اما راجبه خودتون و بی توجهی نحرفید..گاهی هم کارهای عجیب بکنید مثلا یه شب خودتون کیک خوشمزه درست کنید...مهربوتنتر از قبل باهاشون رفتار کنید نومید هم نشید..گاهی هم خودتونو برا مادرتون لوس کنید مثلا بگید پیشم بشنید تا من غذا بخورم.. بعد از مدتی این رو عنوان کنید که خونتون رو نزدیک اینجا میگیرید و یا اگه آپارتمانیه یکی از طبقات اون ساختمون...با این کار شما به ایشون دلگرمی میدید که پیششون هستید و هیچوقت تنهاشون نمیذارید یا گاهی شوخیها و حرفهایی این قبیل در مورد اینکه بهشون درآینده بیشتر توجه میکنید بزنید..فعلا اینارو نگید اول باید جو صمیمی ایجاد کنید بعد.. معمولا چندساعت باهاشون هستید یعنی اگه یه روز خونه باشیدچقد با اونا میشینید؟شما با پدرتون صمیمی ترین یا مادرتون؟تا بحال غیر از مسئله ازدواج باهاشون درد دل کردید البته با حضور یکیشون؟ اگه آره کدومشون؟ و عکس العملشون چی بود؟

    راجبه دو خط آخرتون و سوالتون متوجه نشدم..میشه توضیح بدید؟امنظورتون اینه که دوستی مشکل شمارو داشته و به شما سرایت کرده؟
    با آرزوی بهترین ها برای شما

    باران بهاری عزیز سلام
    امیدوارم که حال و احوالت خوب باشه
    خوب در مورد صحبتهات که در مورد پدر و مادر گفتی
    ما خیلی کم همدیگرو میبینیم
    روز معمولی که باشه نهایت 2-3 ساعت که آخر شب هست و روزهای تعطیل هم فوقش 3-4 ساعت باهم هستیم
    بقیه رو هرکی سرش توی کار خودش هست
    کلا ارتباط زیادی باهم نداریم,بندرت بشه جایی با هم بریم
    هر سه هم که شاغل هستیم
    اما در مورد اون فکری که گفتی.........
    راستش در مورد بحث خودم و زندگی بعد از این هم دلم نمیخواد دوباره حرف بزنم
    یعنی اونقتا که خیلی بحث کردیم و هیچوقت بجایی نرسیدیم،الان دیگه اصلا زبونم نمیچرخه دوباره از اون حرفها بزنم....چون میدونم نظرشون عوض نشده و دوباره مثل اونوقتها من حرف بزنم هم خودشون رو میزنن به نشنیدن
    من بوقتش خیلی تلاش کردم و گفتم,ولی هیچ اثر نکرد
    نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه
    یعنی کلا جوری رابطه سرد هست که هیچ انگیزه ندارم برای اصلاح رفتارشون
    دیگه شب که خسته میام خونه از نظر روحی دیگه انرژی ندارم که باهاشون سر و کله بزنم
    حتی میبینی اینجا هم نمیتونم زود بیام بنوسم,چون خسته میشم خواب میرم زود....
    راستی من با مامان صمیمیتر هستم
    اما به عمرم هیچوقت نشده باهاشون درد و دل کنم
    مشکل ما از اول بوده،برا همین تصور نمیکنم درست بشه هیچوقت,چون مثلا باید اخلاق مامان و بابام هم عوض بشه,حالا یه مرد و زن 55 و 60 ساله چند ساله بکشه اخلاقهای بدشون بره خدا میدونه.....

    در مورد دوستم هم یعنی اونا که غصه دار و ناراحت هستن
    ناراحتیشون روی منم تاثیر میذاره؟
    آخه من بخاطر آروم بودنم سنگ صبور خیلیها هستم

  2. کاربر روبرو از پست مفید کیش میش تشکرکرده است .

    کیش میش (سه شنبه 19 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مهر 93, 00:41
  2. آیا من پر توقع ام؟ میخوام تغییر کنم، اما چطور؟ لطفا راهنمایی ام کنید....
    توسط محیا92 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 15 تیر 92, 14:26
  3. آقایون اگه نامزدتون مشکل منو داشته باشه احساساتتون بهش تغییر میکنه ؟؟؟
    توسط forever alone در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 92, 15:17
  4. احساس می کنم قدر من رو نمی دونه! به دنبال تغییر هستم
    توسط masoudoo در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: جمعه 18 آذر 90, 10:20
  5. از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم
    توسط آفتاب همدرد در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 فروردین 90, 04:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.