وای که زندگی همش خاطرست چند وقتیه تا از شوهرم چیزی میپرسم تو جوایش همیشه میگه چون دوست دارم و منم کلی میخندم.یه روز که بهش اس دادم که برگشتنی سبزی بگیر بیار /موقع برگشتن دیدم خیلی خستست سبزی رو ازش گرفتم گذاشتم رو ظرف شویی و به کارای دیگم رسیدم غذام که حاظر شد سبزی رو گذاشتم تو یه سینی و نشستم که پاک کنم که دیدم خوابش برده یه لحظه دیدم یه فجیل قرمز بزرگ تو سبزسیه وقتی دست بردم درش بیارم دیدم یه شاخه گله سرخه نمیدونید چقدر ذوق کردم وقتی بیدار شد و گفتم تو چرا اینقدر خوبی گفت
چون دوست دارم







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)