RE: ترس مبهم از آینده...(واقعا به کمک احتیاج دارم)
اقاي بي وجدان،من مشكلي با اين ها ندارم.خدا رو شكر زباني كه علاقه اي بهش نداشتم رو در عرض ١٥ روز خوندم و تو امتحان سفارت هم قبول شدم. حتى كارمند سفارت ازم تعريف كرد ولي فكر كنيد در شرايطي هستيد كه دختر خالت و بقيه فاميلو بعد از ٢ سال ببيني منم ادم خانواده دوست هستم. معلوم هم نيست دفعه بعد بعد از جند سال ببينمشون. نامزدم باور نمي كرد كه من درسم خوبه. با حرفاش استرس وارد مي كرد طوري كه روز امتحان همش مي ترسيدم قبول نشم نامزد با حرفاش ناراحتم كنه كه خدا رو شكر قبول شدم. براي ورزش من خودم عاشق ورزش كردنم ولي تنهايي نمي تونم برم ثبت نام كنم. بايد كسي با باشه كه احتمالا اين هفته ثبت نام كنم.
نامزدم هم فكر كنم مثل شما باشه. من آدمي هستم كه ظاهرا مورد قبول همم ولي اون به همين حدش راضي نيست و توقع داره كامل باشم كه اونم حل مي كنم. اميدوارم مشكل شما هم حل بشه. شايد سنم كم باشه ولي اينو مي دونم كه : صورت زيباي ظاهر هيج نيست، اي برادر سيرت زيبا بيار. به عربي هم همين ضرب المثل رو دارند: ليس الجمال بأثواب تزيننا، ان الجمال جمال العلم و الادب. من هم براساس همين ها انتخابم رو كردم و اميدوارم موفق بشم
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)