ديگه خسته شدم
كم آوردم ، كي مقصره من يا نامزدم يا خدا يا مردم يا دولت؟
راضي شديم به كار پروژه اي كار نگرفت
را ضي شديم به كار واسه مردم كار پيدا نشد
راضي شديم به كار كمتر از تخصص پيدا شد
ولي حقوق ندادن
سرمايه نداريم وكار نيست وامينت شغلي نيست
خونه را تحويل ندادن چجوري ديگه بايد اميدوار باشم؟
به چي؟
يه مدت زياديه خودم زدم به بي خيالي به غصه نخوردن به اينكه هر چي خدا خواست ولي چقدر نقش يه ادم بي خيال بايد بازي كنم چقدر بايد ببينم عزيزم داره روزبروز اب ميشه سنمون داره ميره بالا هيچي نداريم
به هر كس وهرچي چنگ ميزنيم نميشه
خانوادم كم وبيش در جريان قرار گرفتن ولي خواستگاري رسمي نيومد
چجوري بياد ؟ حتي يه درامد ثابت ماهيانه نداره
اوضاع خودمم بدتر ازاونه
اينگار خدا روزيمونو قطع كرده
دلم گرفته از زمونه از همه از خودم
چيكار كنم ؟ من صبر ميكنم ولي خيلي سخته
چرا مردم اينقدر بي وفا شدن چرا هيچ كس سر عهدش نميمونه
چرا شكم سيرها از گشنه ها خبر ندارن
چرا از اون بالاييه تا اون كارگره همه كار شكني ميكنند آه خدا ديگه به كي ميشه اعتماد كرد؟