به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 43
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مهر 99 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1387-6-06
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    11,858
    سطح
    71
    Points: 11,858, Level: 71
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 92 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123
    سلام مهری جان

    همسرت رو تنها نگذار.هنر زن در اینه که در روزهای سخت هم کنار همسرش باشه

    نه اینکه بگذاره تا کارها راست و نیست بشه بعد دوباره برگرده سر خونه و زندگیش !

    زندگی همه از این پستی و بلندیها داره.

    مطمئن باش اگر کنار همسرت باشی فردا روزی که انشالله مشکلات حل شد قدر میدونه و جبران میکنه

    [align=center]سیب هنوز هم شیرین است...
    هنوز هم آدم بـهـشت را به لبخند حـــوا می فروشد.
    شیطـــــــــــــــــان بهانه بود!

    [/align]


  2. 4 کاربر از پست مفید jazire تشکرکرده اند .

    jazire (چهارشنبه 08 آذر 91)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آذر 91 [ 01:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 43 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    جناب جزیره

    من هم خیلی اهل کمک و همراهیم

    اما به من هم حق بدید

    این مسایل اصلا مربوط به زندگی من که نیست

    من اون موقع نبودم که
    شوهرم خودش نصف اموالش رو داده به اون خانم

    آخه چرا من الان باید تاوان پس بدهم

  4. #23
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    ببین مهری جان

    اشاره کردی به بدبینی شدیدت.پس ایراد از خودته.

    سعی کن تعادل رو رعایت کنی.نه مثل همسر سابقت انقدر کمک کنی و زیر بال اونو بگیری و نه مثل حالا که قصد داری درست زمانی که همسرت بهت نیاز داره تنهاش بذاری

    حالا یکنفر در زندگی شما بوده که ظرفیت و جنبه محبت شما رو نداشته.ایا باید یا همه این رفتار رو بکنی؟

    و یه نکته خیلی خیلی مهم:

    من اصلا صحبتم این نیست که به همسرت کمک اقتصادی کن و همه بار این مشکلات رو تو بکش.

    فقط به عنوان همسرش کنارش باش و بهش امید بده.همین.

    اصلا هدف این نیست شما همسرت رو تنبل تر و منفعل تر کنی.هدف اینه که انرژی زنانه بهش بدی و بهش اطمینان بدی که در کنارشی.همین

    شما خو.دت رو کاملا از مسائل مالی و گذراندن دوره ها و ....بکش کنار.کاری نداشته باش

    میخواد بره دنیبال گذراندن دوره هاش میخواد نره.

    اون مطمئنا حمایت شما رو میبینه(حمایتی که داره اوضاع رو بدتر میکنه) و خیالش راحته.

    در اینجور مواقع لازمه که کاملا مثل یه زن سنتی عمل کنی

    غذا درست کنی و به تمیزی خودت و خانه برسی.و ....

    از لحاظ اقتصادی و برنامه های کاری رهاش کن اما از نظر همسری نه.کنارش باش


    مهری جان

    این ازدواج دوم شماست.خیلی باید بیشتر مراقب زندگیت باشی.

    مطمئن باش هر زندگی مشکلات خاص خودش رو داره.اگر از این زندگی هم بیای بیرون و وارد زندگی دیگه ای بشی مشکلات دیگه ای خواهی داشت.

    و یه سوالی ازت دارم:

    اگر همسرت به جای بدهی و مشکلات کلی اموال و ماشین و خونه از زندگی قبلیش بدست آورده بود بازهم میگفتی من اون موقع نبودم که ! پس من نباید سوار این ماشین بشم !؟
    یا مثلا نباید در فلان خونه مجلل زندگی کنم !؟

    -----------

    من تصورم اینه که بخش اعظم مشکلات شما از دخالت بیش از حد شما در اموری که کاملا مربوط به همسرته نشات میگیره

    مدتی خودت رو بکش کنار و اجازه بده یکبار به زمین بخوره.

    فایده این کار اینه که:

    یا دیگه حرفهای شما رو میپذیره و یا اینکه از ترس دوباره زمین خوردن به خودش میاد.


  5. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 91)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آذر 91 [ 01:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 43 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    خانم مریم

    حق با شماست
    من خیلی در کارهای ایشون مداخله میکنم
    اما متاسفانه شوهرم من جز دسته ای است که اگر به او نگویی چه کن و یا نکن اصلا خودش به فکر نمی افتد
    بری خودش یک اتوپیای دسست نیافتنی ساخته است و 15 سال است برای رسیدن به ان تمام را ها را به روی خود بسته و هنوز هم به آن نرسیده و ان هم قبولی در تخصص است

    میدانید مثل کلاس میداند که کتابهای آمادگی تخصص را با خود همه چا حمل کند و متاسفانه مورد تمسخر فامیل خود و حتی بعضی دوستانش قرار گرفته است

    پدر و مادر و خانواده اش اصلا او را قبول ندارند
    همه دوستش دارند اما قبولش ندارند

    پدرش اصلا سبک زندگی پسرش را دوست ندارد و متاسفانه دایم او را احمق و نادان خطاب میکند

    مادر و بقیه هم همیطور

    حالا اگر کمک مالی من نباشد می افتد
    و اگر کنار بکشم باز هم ممکن است دچار افسردگی سابقش شود

    اگر ارو را به حال خود رها کنم ممکن است باز هم باعث دردسر جدیدی در زندگی من شود
    راستش ازدواج اول من احساساتی بوده
    این ازدواجم هم همینطور
    البته بیشتر ازجانب شوهرم که بی اندازه عاشق من است

    اما من بعضا میترسم
    میترسم باز نتوانم زندگیم را جمع و جور کنم

    فکر میکنم که اگر مثلا جدا شوم دیگر ازدواج نخواهم کرد و خودم زندگیم را خواهم ساخت

    خیلی سر در گمم

    مدام برای اینکه از او جدا شوم به فکر می افتم
    نه اینکه دوستش نداشته باشم
    نه
    فقط نمیخواهم باز هم درگیر شوم
    چون همسرم سابقه خوبی در مورد سبک زندگیش ندارد
    فکر میکنم که چطور او در اینده ای نزدیک ممکن است پدر بشود
    آینده زندگی ما به کدام سمت در حرکت است

    میدانم شما را هم خسته کردم اما به کمک شما و همه دوستان خوبم احتیاج دارم

    شاید چون من در غربت و تنها هستم و کمی زیاد مینویسم دوستان حوصله نمیکنند بخوانند

    اما باور کنید در غربت بودن و در این همه مسایی بودن و تنها بودن بی اندازه سخت و دشوار است

  7. #25
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    مهری جان

    شما دقیقا داری رفتاری رو میکنی که من چند سال قبل در زندگیم کردم و برای همسرم مادری کردم نه همسری.(مثل شما)

    کم کم به خودم امدم و دیدم همسرم رفتارش داره از مردانگی درمیاد و داره به من وابسته میشه.مثل شما همه چیزش رو کنترل و مدیریت میکردم.
    به ظاهر خوب بود اما از دورن همسرم و مردانگیش رو داشت میپوسوند.

    همش نگران بودم نکنه شکست بخوره...نکنه ناموفق باشه...نکنه...نکنه....

    بعد از مدتی به خودم امدم و رهاش کردم.هرچند خیلی هردو سختی کشیدیم اما دوباره اوضاع شد مثل اوایل زندگی(یعنی همونطور که باید میشدد)

    این کار (رها کردن) سختی هایی داره قطعا اما در اینده سود زیادی به شما و همسرت و زندگیتون میرسونه

    من تجربه خودم رو در اختیارت گذاشتم و میدانم این راهی که میری به ترکستان میره.

    چند سال دیگه میگی کاش همون موقع رهاش کرده بودم.

    راستش منم جای همسرت بودم ذره ای تکان به خودم نمیدادم.میگفتم مهری که هست و داره همه کار میکنه.پس من چرا خودم رو به سختی بندازم !؟

    ای بابا ! مهری جان !

    ول کن این مردم و فامیل و دوست را.

    به کسی چه مربوطه که همسرت کتاب با خودش حمل میکنه؟!
    کار خلاف شرع میکنه؟
    دزدی میکنه؟
    مواد مخدر حمل میکنه؟

    اگر بخواهی در رفتار همون مردم و دوست و اشنا ریز بشی میبینی که مسئله برای مسخره کردن زیاد دارن.

    رفتارت مثل مادریست که داره بچه اش رو روز به روز لوس و لوس تر میکنه.

    احتمالا میتونی اینده این کودک رو حدس بزنی:
    پرخاشگر...متوقع...ناسازگار...

    تا وقتی فکر جدایی در ذهنته نه در این زندگی ، بلکه در هیچ زندگی موفق نخواهی بود.

    تا میتونی و تا قدرت داری بساز و درست کن.

    حتی شده تا دم مرگ هم زندگیت رو حفظ کن.

    انقدر نگران اینده نباش.تو از یک ثانیه دیگه زندگیت خبر نداری.چرا انقدر از اینده وحشت داری؟

    چرا توکل به خدا نمیکنی و بهش اعتماد نداری؟


    مهری جان

    شما مارو به هیچ وجه خسته نمیکنی و هیچ اجباری در جواب دادن ما نیست.
    هرکسی برایت مینویسه مطمئن باش داره با خوشحالی این کار رو مکینه.

    راستی جواب سوالم رو ندادی:

    اگر همسرت به جای بدهی و مشکلات کلی اموال و ماشین و خونه از زندگی قبلیش بدست آورده بود بازهم میگفتی من اون موقع نبودم که ! پس من نباید سوار این ماشین بشم !؟
    یا مثلا نباید در فلان خونه مجلل زندگی کنم !؟

  8. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 08 آذر 91)

  9. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آذر 91 [ 01:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 43 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    مریم جان
    شب خوش

    شرمنده ام که این هم سر درد دارم میدهم
    هم به شما همه به دوستان در همدردی

    کاش میشد در فضایی خصوصی تر صحبت کنیم
    از زندگی خودت گفتی
    تو چند سالته
    چرا تو مسایل رو عهده دار شدی

    اره
    من خیلی دارم لوسش میکنم
    اصلا یک جورایی وسواس شدم
    این کانال رو نبین اعصابت خراب میشه
    این طوری بخواب
    اینو بخور
    اون نخور
    یعنی بعضا میبینم که شورش رو در اوردم

    اون از من شدیدا انتظار توج و محبت داره
    اما من دیگه گاها شور همه چی رو در می آرم

    ضمنا خوب صحیت کردن در مورد برخی مسایل سخته تو این سایت
    میدونید همسرم خیلی انتظار رابطه از من داره

    من ازش دورم و این نرماله تا حدی
    اما گاها باورم نمیشه که تو این همه مشکل و درگیری این همه دنبال نزدیک شده به من باشه
    من هیچ موقغ جواب رد بهش نمیدهم اما گاها هم در درون خودم عصبی میشوم
    میگم چطور تو این اوضاع این همه دنبال این مورده
    و جال اینه اگر من فقط ذره ای بی میل عمل کنم فوری قهر میکنه و میگه تو منو کم دوست داری

    راستش الان که میبینم تنهاست با اینکه در داخل ترم تحصیلی ام میخواهم یک رو هفته ای رو بیام و کنارش باشم

    به نظرتون کار درستیه اومدنم
    چون خیلی تنهاست و من هم شدیدا نگرانش میشوم
    از طرفی دلتنگی باعث میشه زمان زیادی رو در اینترنت باشیم و همو ببینیم و همین طور تلفنی صحبت کنیم که گرونه

    ممنونم میشم نظرتون رو بگید

    در مورد موضوع سوالت هم باید بگم بله درسته آدم شاید اون موع این مسایل رو نپرسه
    اما این رو باید بگم که من هیچ خریدی نکردم
    نه عروسی
    نه مهمونی
    نه لباس
    انگار ماتم بود تا عقد

    الان هم مشکلات قدیمی همسرم سر بالا اوردند
    چیزایی که از دید من باید موقع طلاق حل میکرد
    کاری که با تعلل به اینجا رسونده

    خیلی سخته
    خیلی

  10. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    مهری جان،
    هر چی دنبال همسرت و مشکلاتش بدویی بدتر می شه. بذار خودش مشکلش را حل کنه.

    چه شما باشی، چه نباشی، چه حرص بخوری، چه نخوری، این قضیه باید روال قانونی خودش را طی کنه و کار خاصی هم نمی شه کرد. مساله کاملا شسته رفته ای است. نصف اموال به نامش است و باید بهش داده بشه. نهایت این هست که در مورد اجاره اگر ثابت بشه که در اجاره نبوده و همسر شما هم استفاده نکرده و کاملا تخلیه بوده، شاید بشه یک کاری کرد.

    زمانی که اون خانم مهریه اش را بخشیده، شاید با توجه به همین اموالی که به نامش شده، بخشیده. پس وقتی همسرتون خوشحال بود که بدون مهریه طلاق گرفت مطمئنا این قسمت را هم می دونست.

    به هر حال، این را گفتم که فکر نکنید اون خانم داره ظلم میکنه یا چیزی را به ناحق می خواد بگیره. قراری بوده بین ایشون و همسر شما که گریزی ازش نیست.

    الان هم به جای این که خودت را اذیت کنی و ته دل همسرت را خالی کنی و غر بزنی و ... سعی کن آروم باشی. واقعیت را بپذیری و با همسرت همراهی کنی.

  11. 2 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (شنبه 04 آذر 91)

  12. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آذر 91 [ 01:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 43 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    پیدا عزیز

    ممنونم

    بله من هم خوب میدانم زنی که 3 سال دادگاه را طی کرده و به راحتی از مهریه و نفقه اش نگذشته حتما این موارد را در نظر داشته

    این را هم میدانم که او هم تاحق نیست
    بالاخره زندگیش سر هیچ و پوچ بهم ریخته و تازه مهریه هم نگرفته الان هم میبیند همسر سابقش ازدواج کرده و خانمش را به ان خانه ای برده که زمانی او دران زندگی میکرده و فعلا هم شریک آن است

    اما خوب مشکل اینجاست که من این وسط نقشی ندارم اما زندگی من و وضعیت مالی زندگی من و وضعیت روحی زندگی من است که از ثبات و تعادل در آمده

    شوهرم بی اندازه تنهاست و من مانده ام که ایا برای مدتی پیش او بیایم و یا خیر

    در مورد اجاره ها دوستیدارم که مادرش وکیل زبده ای است
    نمیدانم آیا با او مشورت کنم و به شوهرم کمک برسونم یا خیر همین طور منتظر باشم که ببینیم خانم سابق چه میبرد و برای ما چه میماند

    میداینید من در اینچا کار خوب
    موقعیت تحصیلی
    مکان زندگی و هزار و یک امکانات دیگر دارم

    نمیدانم آیا درست است که یکی دو ماه دیگر همه اینها را ول کنم و با ایران برگردم و در این مهلکه باشم؟

    خیلی دل نگرانم ممنون میشم کمکم کنید

  13. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    سلام مهری جان

    نوشتی :

    بله شاید من روی یک دور تسلسل معیوب افتادم اما مگر دست منه؟
    مهری جان معذرت میخوام که انقدر رک میگم اما میشه بدونم پس دست کیه؟

    اگر تو نتونی به خودت (حالا هر اتفاقی که تو زندگیت افتاده باشه) مسلط باشی و به خودت کمک کنی کی میتونه؟

    دوستانه میگم اصلا توجیه خوبی برای غر زدن های احساسی نیست!!


    همه چیزمان دارد از دستمان میرود
    خانه
    مطب
    پول
    آن هم در اول زندگی و با این شرایطی که میدانید
    از طرف دیگر خانواده همسرم کاملا کنارکشیده اند و عملا او را طرد کرده اند و علت ان نمیتوانم فقط من باشم چون میتوانند با من ارتباطی نداشته باشد اما دست کم پسر خودشان را کمک کنند

    در حال حاضر بر سر ر دو راهی بزرگی گیر کرده ام
    ایا همراه همسرم باشم و یا کنار بکشم تا خودش کارها که راست و نیست شد سراغ من بیاید
    مگه فقط به خاطر این مسائل همسر شوهرت شدی و حالا بدون اینا زندگیت رو رو هوا میدونی؟

    بذار یک ماجرای واقعی رو برات بگم!

    کسی تعریف می کرد که در زندان 2 تا زندانی چکی هم بندش بودن.

    یکی با 40 میلیون بدهی و دیگری با 300 میلیون بدهی!

    همسر مردی که 40 میلیون بدهی داشت اول کار ازش جدا شد و مرد از غصه تو زندان سکته کرد مرد!

    ولی مرد دوم که 300 میلیون بدهی داشت با کمک همسرش تمام بدهی رو پرداخت کرد و بعد که از زندان بیرون اومد

    همسرش رو می پرستید!

    بدهی مرد دوم 7.5 برابر بدهی مردی که سکته کرده بود ، بود اما همراهی همسرش کوه مشکلات رو از بین برد.

    همه چیز به اعتقاد تو بستگی داره!

    بی تعارف اگر خودت رو انقدر ضعیف می بینی و فقط شریک شادی های همسرتی بذار برو!

    اما اگر قوی هستی و تو غم و شادی کنارش میمونی بایست و هی نگو به من چه و این مال گذشته است!

    همین که توی زندگی همسرت اومدی یعنی در همه چیز هم شریکین!

    یادت باشه اگر الان تنهاش بذاری شاید دیگه هرگز مثل قبل دوستت نداشته باشه و همیشه بهت بی اعتماد باشه

    چون میدون رو خالی کردی!

    ما شرح بلاغت با تو گفتیم عزیزم.

    گاهی برای بدست آوردن چیزهای مهتره باید از همه شرایط خوب گذشت!

    حالا صادقانه ببین چی برات با ارزش تره؟

    همسرت یا امکاناتت؟

    اما هر تصمیمی میگیری یادت باشه تا تهش بایست و عواقبش رو بپذیر!

    زندگی همه ماها بالا و پایین داره و این قانون زندگیه و تو هم مستثنا نیستی!

    لینک زیر رو حتما بخون و بهش خوب فکر کن :



    مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرامی شماست!


    با مرثیه سرایی احساسی هیچ چیز درست نمیشه!











  14. 4 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 08 آذر 91)

  15. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 آذر 91 [ 01:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 43 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات زندگیم مرا در مورد ازدواجم پشیمان کرده است

    بهار

    سلام عزیزم

    بسیار رک و زیبا نوشته ای و مثال تو کاملا صحیح است

    میدونی من اصلا چنین شخصیتی رو ندارم که کسی رو دز شرایطبد تنها بگذارم

    حتی دوستانم رو هم تنها نمیگذارم اما خوب تجربه زندگی گذشته من شدیدا بد روز من تاثیر کرده است

    هرچند که من و شوهرم هم را خیلی دوست داشتیم اما حالا میبینم که من بودم که بی اندازه دوست داشتم و بی قید و شرط
    اما شوهرم این طور نبود

    اما شوهر فعلی ام مرا بی اندازه دوست دارد
    شاید خیلی خیلی بیش از آن چه که من او را دوست دارم
    چنان که مادرم هم منقلب شده و مدام به من میگه همسرت خیلی دوستت داره
    من هم چون احساساتش بی نهایت بی آلایش است و چون خیلی تنهاست نمیخواهم اذیت بشه و برای دو هفته ای به ایران خواهم آمد

    اما خوب باید کمی سعی کنم تا بیشتر یک زن باشم تا یک مادر
    چون این طوری خودم هم عذاب میبینم

    باز هم از شما دوست خوبم ممنونم
    برای من دعا کنید


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.