امید جان
میخوام بدونی همین حالا که دارم برات می نویسم چندان حس و حالم جالب نیست...اما بازم شکرش.کمی از خودم میگم
جهشی که تو این 4 سال تو زندگیم اتفاق افتاد بعد از ناکامی های پشت سر هم و در مدت زمان کم بود
یادمه تو یه دوره تقریبا 6ماهه:
1-نامزدیم بعد از کش و قوسی 20 ماهه به هم خورد که باعث شد ضربه روحی شدیدی بخورم،این اتفاق کم از طلاق برای من نبود فقط نرفتیم امضا کنیم تو دادگاه!(نمی دونم می دونی یا نه که ضربه های عاطفی در مردان شدیدتر از خانمهاست)حتی یه مدت مجبور به مصرف داروهای ضد افسردگی شدم.
2-کارمو از دست دادم،تازه پولم رو هم خوردن یه آب هم روش
3-دانشگاهمو هم از دست دادم به خاطر مشکلات مالی و رفتم و انصراف دادم
4-مشکلات مادی من به حدی زیاد شد که حتی بعضی وقتا یه کورس تاکسی پول نداشتم بدم و مجبور بودم پیاده برم
یه مدتی بعد از این اتفاقات تلخ و پشت سر هم خونه گیر شدم،افسرده و نا امید
هنوز نمی دونم چطور این همه مشکلات برای من شدن یه جهش!
یه روزی به خودم اومدم،گفتم خدایا خودم موندم و خودت!عجب روزهایی بود.....
از زیر صفر شروع کردم تا الان که خدا رو شکر،خدا به من لطف داشته و نعمتهای زیادی در اختیارم گذاشته
داداش امید،سعی خودت رو کن،کنار نکش و تلاش کن...تلاش و توکل به خدا...
اونوقتی که اداره زندگیت رو بسپاری به خدا اونوقت اون برات جاده صاف میکنه،دستتم میگیره و فقط باید مسیر رو طی کنی
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)