به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    ببخشید دوست عزیز اما باید اینو بگم که شما به جای حل کردن مساله داری صورت مساله رو پاک میکنی
    درست ارتباط از اولش اشتباه بوده
    اما به نظرت این درسته؟ عواطف و احساسات اون دختر چی میشه؟
    دلایل منطقی رو که میگی رو درک نمیکنم چون فکر میکنم ناامید شدی و یه مقدار هم خودخواه هستی (البته بیشتر از یه مقدار)
    خوب درسته تو شهر خودتون موقعیت کاری و اجتماعیتون بهتره و ممکنه یه جایی بری که کلی مشکل داشته باشید
    اما به جای قطع ناگهانی ارتباط میتونستی باهاش حرف بزنی و منطقی آرومش کنی و بعد از هم جدا بشید با توافق طرفین و دل دختر مردم رو هم نمیشکوندی
    خوبه گاهی خودتو جای اون دختر بذاری الان با عواطف و احساسات و آینده‌ش بازی کردی و بعد دلتو سنگ کردی به خاطر چیزی که به نظر خودت "صلاح" بوده تنهاش گذاشتی.
    متاسفم واقعا
    تا كسي توي اون موقعيت نباشه نميتونه بفهمه من چي ميگم، براي من و اون كه فوق العاده احساسي بوديم، نميشد كم كم و به قول شما با آرامش قضيه رو تموم كرد، اگه قرار بود اونجوري بشه هيچ وقت اين كار انجام نميشد، حد اقل اينو از طرف خودم مطمئنم كه جز اين نميتونستم.
    اينم بگم من خيلي وقتها خودمو جاي اون گذاشتم و به تمام چيزايي كه شما گفتي فكركردم، اما راهي جز اين نبود.
    با آينده ايشونم بازي نشده، من هر كاري از دستم بر اومد انجام دادم اما متاسفانه به دلايلي مثل مراعات هاي ايشون، نتونستم يه سري كارارو انجام بدم و هر بارم ميگفتم بهش با مخالفتش روبرو مي شدم. در اين مورد كه من نميتونستم برم شهر ايشون از اول باهاشون صحبت كرده بودم و در اين مورد مشكلي نداشتيم.
    اخلاق هر كسي فرق ميكنه، همينه كه گفتين حرفامو درك نكردين!!!، يكي ممكنه دلو ميزد به دريا و عشقو احساساتش رو بر عقلش ارجحيت ميداد و ميرفت، اما من نه، همون جور كه گفتم عقل و احساس با هم خوب و كارآمد هستن نه جدا از هم... در مورد اينكه گفتين خودخواه هستم، اگه من خودخواه بودم زود تر از اين اين تصميم رو گرفته بودم، اما پاي همه چي واستادم حتي تو روي خانوادم و تمام سعي خودم رو كردم، و وقتي ديدم رسيدنمون به هم با ناراحتي خانواده ها انجام خواهد شد، ترجيح دادم رضايت مادرم و پدر و مادر ايشون را بر خواسته خودم ارجحيت بدم...

  2. 2 کاربر از پست مفید m4169k تشکرکرده اند .

    m4169k (چهارشنبه 17 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.