[align=justify]سلام.
دو مورد هست که بدنیست به دختر مورد نظرتون یادآوری کنم:
(1) بعد از ازدواج مسائل زیادی وجود خواهد داشت که باید "حل" بشن. (هرچند زندگی ما انسان ها سراسر تشخیص مسئله، و حل مسئله ست.)
دختر حامد هم یکی از اون مسائله. نه بیشتر، نه کمتر.
اگه اهل مسئله حل کردن باشی، از عهده ارتباط باهاش برمیای. اگه نباشی، از خیلی از مسائل شکست می خوری.
پس بصورت مطلق نمی شه گفت ازدواج با مردی که یه دختر بچه 5 ساله داره، موفقیت آمیز خواهد بود یا نه. جواب این سوال رو "اراده" و مهارت های شما مشخص خواهند کرد.
شما نیاز داری که بصورت خیلی جدی توانایی های خودت رو بسنجی و براساس اونها تصمیم بگیری. مثلا اگه انسانی هستی که حرف دیگران درت تزلزل ایجاد کرده، بعد از ازدواج هم همین تزلزل رو بارها تجربه خواهی کرد.
این تاثیرپذیری بیشتر از وجود بچه زندگی آینده شما رو تهدید خواهد کرد. پس قبل از تصمیم برای ازدواج، مهارتش رو کسب کن. قبل از اینکه یه خونواده تشکیل بدی، نیاز داری از نظر فکری و احساسی مستقل شده باشی.
(2) هر انسانی فقط یک مادر داره. فقط یکی. این واقعیت انکار ناپذیریه. شما هیچوقت مادر اون دختر نخواهی بود، اما می تونی دوست خیلی خوبی براش باشی، و در خوشبختی و آسایشش سهمی حتی بیشتر از مادرش داشته باشی.
برای اینکار راه های زیادی وجود دارن. بعنوان مثال: من از حرف های حامد اینطور برداشت کردم که ممکنه دخترش رو نسبت به مادرش بدبین کنه. این بزرگترین ظلمیه که می شه به یه انسان کرد:
مادرت بهت علاقه نداشت! این یه درد جانکاه ایجاد می کنه!نوشته اصلی توسط hamedhd
اگه شما اجازه ندی این کینه تو قلبش رشد کنه، اولا یکی از ارزشمندترین انسان های زندگیش خواهی بود. ثانیا از خیلی از ناهنجاریهای رفتاریش پیشگیری خواهی کرد.
البته این فقط یک مثال بود، راه های خیلی زیادی وجود دارن که اونقدر براش عزیز بشی که مشکلی با هم نداشته باشید، اما این بستگی به شخصیت و مهارت های شما داره.
موفق باشید.
پی نوشت: فرض من بر درستی این تشخیص بود:
[/align]نوشته اصلی توسط hamedhd









علاقه مندی ها (Bookmarks)