عزيزم فرشته مهربون خيلي خوب منو ميفهمي...
دقيقا چون پرخاشگري نميكنم بدخلقي نميكنم بهم فشار مياد... اون روزي رو كه ميدونم يكي دو ساعت رفته اونجا اصلا ميرم توي لك... حرف نميزنم توي خودمم... همسرم هم اينو ميفهمه.. همش ميخواد مثلا با محبت كردن از دل من دربياره. يا خيلي زياد ابراز علاقه ميكنه. ولي من شايد تا يكي دو ساعت نميتونم باهاش راحت بشم.. سخته واسم..
دلم ميخواد بهش بگم عزيزم بخدا تو نميدوني از صبح تا شب من دارم با فكر اون زن روزم رو شب ميكنم. . درسته برون ريز نيستم ولي از درون عصبي شدم. واقعا تحملم كم شده خيلي زود گريه ام ميگيره ولي حرف نميزنم. سردرد دارم تقريبا يك روز در ميون قرص مسكن ميخورم. ولي من نميدونم اون زن چه كرده كه همسر من با اينكه خيلي محدود حدود الان 40 روز يكبار شده ميره بهش سر ميزنه ولي صيغه اش رو فسخ نميكنه.
دلم نميخواد ناراحتش كنم بخاطر همين بدخلقي نميكنم... زود هم دوباره باهاش خوب ميشم... ميگما افسردگي نگيرم...
بچه ها الان خيلي بهترم... من زندگيم و همسرم و بچه ام رو خييييييييليييييييييييي زياد دوست دارم... من ميجنگم با درون خودم بايد پيروز بشم وگرنه اون حس درونم منو شكست ميده و اين باعث خوشحالي اونايي ميشه كه نميتونن خوشبختي منو ببينن... پس من بايد بخندم.... هوررراااااااااااا.
بچه ها انرژي گرفتيد خودم دارم به خودم روحيه ميدم...![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)