نه خانم آنی ابدا و اصلا و تحت هیچ شرایطی دلخوری از مدیران ندارم بله انتقاد دارم نه دلخوری.
و دلیل رفتنم این نیست. یعنی هنوز اینقدر ناشناخته ماندم؟که ممکن است فکر کنید این قدر لوس هستم که اخم کسی من را بشکند یا انتقاد و تذکر به حق کسی مرا فراری بدهد؟!
البته در حال حاضر کمی دلخورم اما نه از تالار بلکه از خودم و از غرورم و پسری که خیلی در حقم بی انصافی کردو تواضع من در مقابل ایشان باعث شد توهماتی مثل برتری بیش از حد به ایشان دست بدهد اما رفتنم برای این دلخوری هم نیست...
اگر اینقدر لوس بودم آن زمان که یکی از اعضای نام آشنای تالار مرا فرد بازیگوش احمق خوانده بود رفته بودم ...
یا آن زمان که اولین اخطار را از مدیر گرفتم
یا آن زمان که برای اولین بار شکست عشقی خوردم اما آمدم و فقط نوشتم خدایا شکر برای تمام لحظات شادی و تمام لحظات ناامیدی. نمی خواهم همیشه شاد باشم فقط در لحظات ناامیدی تنهایم نگذار!
یا ...
فقط به دو دلیل خداحافظی کردم
اول اینکه دانشجوی کارشناسی ارشد هستم آن هم در دانشگاهی که به سخت گیری معروف است و پروژه ام را به زودی انتخاب میکنم و واقعا تا دو سال فرصت تالار را ندارم چرا که فکرم را مشغول میکند. استاد راهنمایم نیز تا سه مقاله معتبر یا ژورنال ندهم اجازه دفاع به من نمیدهد.
دوم اینکه احساس میکنم به قدر کافی بوده ام اگر قرار به یادگیری بود در این دوسال باید می آموختم و اگر نیاموختم به هزار سال ماندن هم چیزی تغییر نمیکند و در ضمن احساس میکنم دیگر برای تالار مفید نیستم چون نه رشته ام روانشناسی است نه تجربه ی کافی دارم و نه هیچ ...
و اما شما خانم آنی! خواهش میکنم از تالار نروید حتی فکرش هم آزارم میدهدحضور شما با من فرق میکند من فقط یک دخترک سرخوشم نه مجربم نه منطقی و نه حتی جامعه دیده اما شما نه!







که ممکن است فکر کنید این قدر لوس هستم که اخم کسی من را بشکند یا انتقاد و تذکر به حق کسی مرا فراری بدهد؟! 


علاقه مندی ها (Bookmarks)