سلام سلام
راستش نمیخواستم به این زودی خداحافظی کنم و دلم میخواست تا چند روز دیگه حداقل بمونم ولی می ترسم که شارژم تموم شه.
بچه ها همتون رو خیلی دوست داشتم
من در این تالار راه عاشقی رو یاد گرفتم کنترل خشم رو یاد گرفتم صبر رو یاد گرفتم شکرگزاری رو یاد گرفتم و ... البته خیلی کندذهن بودم وگرنه باید خیلی چیزای دیگه رو هم یاد میگرفتم.
دلم میخواست مثل کامران 2007 خبر خوش ازدواجم رو بدم و بعدش خداحافظی کنم ولی نشد یعنی قضیه منتفی شد و برای همین هم یکمی زودتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم دارم خداحافظی میکنم البته پیگیر تاپیک جدیدم هستم :
میخوام خودمو به زور بهش علاقمند کنم
و هر کس چیز جدید در اون بزاره نگاه میکنم و خیلی هم لطف میکنه.
شاید به حرفای بچه گانه و احمقانه ی من بخندید اما من خیلی در دل بستن بی پروام شاید بی پرواتر از هر کس دیگه ای که در زندگی دیدم نمی دونم شاید این عیب بزرگیه اما من عاشق این عیب بزرگ خودم هستم و بهش افتخار میکنم
به خاطر همین روحیه به بچه های تالار واقعا دل بسته بودم:
به بهشت که خیلی دلم براش تنگ شده با اون عقاید منحصر به فرد و زیباش، به تسوکه که دلم واسه همسرش می سوخت مثلا!!،
به sisili ، به خارپشت و احوالات متناقضش که فکر میکردی چقدر شارژه بعد میفهمیدی اصلا اینطور نیست!!، به فرانک عزیزم و پاکی روحش،
به سارابانوی پراحساس نازنین، به آویژه ی دوست داشتنی و روشنفکر، به بی دل که واقعا در طنازی نابغه بود،
به آریکس که معلوم نیست کجا غیبش زد ، به مسلمان، به دخترمهربون، به آنی ، به شایانا ، به فرشته مهربان، به حامد65 و به خیلی دیگه که ممکنه الان یادم نباشه اما واقعا تا اسمشون رو میبینم خوشحال میشم.
دلم نمیخواد رفتنم رو با انتقاد کردن از مدیران تلخ کنمبه هرحال اونا هم زحمت میکشن وقت میذارند. ...
اما راستش دلم نمیاد هیچی هم نگم اصولا آدم درونگرایی نیستم پس حرفا مو میزنم اگه تنده، اگه بی ادبانه هست، اگه ناجوره، اگه احمقانه است یا اگه هر چی به بزرگواری خودتون ببخشین
اول اینکه یکمی در ارتباط دختر و پسر با هم انعطاف بیشتری داشته باشید
چرا تا کسی عاشق میشه سریع می ریزد روش و کتکش میزنید ؟خوب اینم یه مدل زندگیه دیگه یکی دوست داره کاملا بدون ریسک زندگی کنه یکی هم مثل من دوست داره عاشق بشه و ازدواج کنه حتی اگر ضربه بخوره هم یقینا پشیمون نمیشه چون این جوری زندگی میکنه با هیجان وشور. شخصا برای عشق و برای عاشق شدن ارزش قائلم و ناراحت میشم وقتی میبینم فرد به بوالهوسی محکوم میشه .
ابدا نمیگم که نظر منفیتون رو راجع به دوستی یا هر چیزی که اسمشو میذارین ندین اما این طوریم نباشه که فقط محکوم کنید و قفل کنید، محکوم قفل، محکوم قفل و ...
بابا هزار مدل آدم تو کره ی زمین هست! سخت نگیریم!هر کسی دوست داره یه جور زندگی کنه وظیفه ی ما هم اینه که اون فردو تا حد امکان راهنمایی کنیم و چشمشو به روی حقایقی که ممکنه نبینه باز کنیم اما تصمیم گیری رو بر عهده ی فرد بذاریم و بعد هم به تصمیمش احترام بذاریم و براش آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم نه اینکه چون نظریه مون رو رد کرده براش آرزوی بدبختی و شکست در زندگی کنیم.
حیف که دیگه وقت نیست و راستش دیگه حوصله دارم وگرنه دلم میخواست یه مطلب از ازدواج عاشقانه ی پیامبران بذارم خیلیاشون عاشقانه ازدواج کردن مثل حضرت موسی (ع)، پیامبر اسلام (ع)، حضرت ابراهیم و همسرشون ساره و ...
دوم اینکه یکمی زیادی کنترل روی پستها صورت میگیره من نمیگم تالار همدردی باید نمونه ی کاملی از یک جامعه ی دموکراتیک باشه نه به هیچ وجه! اما میشه گاهی کمی سعه ی صدر رو بالاتر برد به قول حضرت علی (ع) که می فرمایند: آراء متفاوت خود را به هم بزنید تا چیز تازه ای از آن متولد شود . خودمونیش میشه تقابل افکار متفاوت در جامعه موجب شکوفایی هر جامعه ای می شود حتی یک شبکه اجتماعی. این طور نیست؟
سوم اینکه تالار و بخصوص مدیر خیلی در مورد اینکه افراد تالار اصلا با هم رابطه ای خارج از تالار نداشته باشن و به هیچ عنوان به هم ایمیل نزنن و اینا سخت گیری میکنن.
تالار گفتگو هم مثل هر شبکه ی اجتماعی دیگری متشکل از انسانهاست نه عاملهای هوشمند بی احساس. انسان ذاتا اجتماعیه ذاتا رابطه با همنوعانش رو میپسنده. ذاتا گرایش به برقراری ارتباط با دیگران داره. چه اشکالی داره آدم این همه دوست گل اینترنتی داشته باشه
ازشن سراغ بگیره.دلش براشون تنگ شه. باهاشون شوخی کنه تا سرحال بیان براشون دعا کنهو هزار تا رابطه ی انسانی دیگه که در شان انسانه و ویژگی اون .
به هر حال ما رفتیم هر خوبی بدی دیدین حلال کنین امیدوارم همه موفق باشن و به تمام آرزوهای خوشگلشون برسن








،
به هرحال اونا هم زحمت میکشن وقت میذارند. ...
خوب اینم یه مدل زندگیه دیگه یکی دوست داره کاملا بدون ریسک زندگی کنه یکی هم مثل من دوست داره عاشق بشه و ازدواج کنه حتی اگر ضربه بخوره هم یقینا پشیمون نمیشه چون این جوری زندگی میکنه با هیجان وشور. شخصا برای عشق و برای عاشق شدن ارزش قائلم و ناراحت میشم وقتی میبینم فرد به بوالهوسی محکوم میشه .
هر کسی دوست داره یه جور زندگی کنه وظیفه ی ما هم اینه که اون فردو تا حد امکان راهنمایی کنیم و چشمشو به روی حقایقی که ممکنه نبینه باز کنیم اما تصمیم گیری رو بر عهده ی فرد بذاریم و بعد هم به تصمیمش احترام بذاریم و براش آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم نه اینکه چون نظریه مون رو رد کرده براش آرزوی بدبختی و شکست در زندگی کنیم.
و هزار تا رابطه ی انسانی دیگه که در شان انسانه و ویژگی اون .

علاقه مندی ها (Bookmarks)