اول از همه ی شما که بی منت نظراتتون رو برای من گذاشتید متشکرم.
سعی میکنم جواب همه رو بدم.
Mostafun عزیز گفتید چرا درمان رو قطع کردم؟ علتش این بود که توی این دو سال هیچ پیشرفتی توی بهبودی حاصل نشد. حتی در طول دوره درمان هم مشکل من پابرجا بود منتها یه مقدار کمتر. جالبه که وقتی به دکترم گفتم نظرتون در مورد قطع درمان چیه چیز خاصی نگفت. یعنی انگار نمیشه برای این بیماری کار خاصی انجام داد. در ضمن من حجامت رو هم انجام دادم.
مریم مهربونم مرسی به خاطر دلداریت. منم میخوام همه ی تلاشم رو بکنم و همه ی راهها رو امتحان کنم. واسه همینم اومدم اینجا تا از تجربیات شما بهره بگیرم. هنوز پیش دکتر گیاهی نرفتم. ضمنا در مورد علم مزوتراپی چیزی نمیدونم.
خیلی از دوستان نظرشون این بود که ابروهامو تتو کنم. باید بگم که در طول این مدت 7 سال من حتما به این موضوع هم فکر کردم و در این مورد تحقیق هم کردم. ولی چون پوست من در ناحیه ی ابرو مشکل داره و یه پوست سالم نیست احتمال عوارضش برای من خیلی شدید هست. نمیخوام از چاله بیفتم توی چاه. پس قضیه ی تتو منتفیه.
فکور عزیز حرفت رو کاملا قبول دارم که نباید اعتماد به نفس بسته به چهره ی آدم باشه. اما این قضیه منو از جنبه های دیگه ی زندگی هم انداخته. واسه همین بیشتر از قبل اعتماد به نفسم رو از دست دادم. ولی دارم رو خودم کار میکنم که اینطوری نباشم(البته قبول کن که زیبایی روی اعتماد به نفس واقعا تاثیر میذاره).
sayrex عزیز بابت معرفی دکتر ممنون. من میدونم که درمان بیماریهای پوستی زمان بر و هزینه بر هست. ولی وقتی هیچ پیشرفتی توی بهبودی حاصل نشه خود به خود آدم خسته میشه.
tamanaye man عزیزم میدونم که واقعا باید خدا رو شکر کنم بخاطر همه ی داشته هام. اما بیماری مزمن واقعا کلافه کننده ست و بعضی وقتا آدم به شدت کم میاره. البته من نیومدم اینجا تا بگم چطوری با این مشکل کنار بیام چون هنوزم میخوام واسه بهبودیم تلاش کنم. نمیدونم چرا نمیتونم بیخیالش بشم. در مورد استفاده از مداد و سایه ی ابرو هم باید بگم زیاد نمیشه این کارو انجام بدم چون ریشه ی ابروهای من به قدری سست هست که با فشار مداد هم میریزه. البته گاهی اوقات از روی ناچاری اینکار رو هم انجام میدم.
بازم تشکر بخاطر همه ی راهکارها و همدلیهاتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)