lمشکل من در عدم شناخت او و خانواده اش است چنانچه در اولین پستم ذکر نمودم که از طریق یکی از دوستانم با و آشنا شودم و تنها با 2 تا 3 ساعت گفتگو کردم به طوری که از همه چیز گفتم و شنیدم و خود او تکید زیادی داشت که این آخرین دیدار من با او به این طریق است و لازمه ادامه را در آشنایی من و او با خانواده دیگر دانست و ذکر کرد که از این نوع ارتباطها اصولا خوشش نمی یاید و من به نوعی در دو راهی گذاشته :
1- بدون توجه به مشکلات که امکان دارد برای او یا حتی خودم در آینده پیش آید نظر او را قبول کرده و یا
2-با نپذیرفتن شرط او از به وجودآمدن هرگونه ارتباطی جلوگیری کنم

به طور دقیق بگویم هر دوراه برای من هیچ فرقی نمی کند فقط در راه اول در صورت پیش آمدن اتفاقی که موجب جدایی من از او شود می ترسم او و خانواده اش صدمه ببینه که من اصلا راضی نیستم

لازم به ذکر است که این اولین رابطه من با یک دختر خانم به صورت جدی برای ازدواج است چنانچه قبل از این با خیلی از دخترخانم ها دوست بودم مانند همین دوستم که ایشان را به من معرفی کرده ولی درمورد هیچکدام از آنها فکر جزدوستی,کمک کردن و کمک خواستن در مثال مختلف از درس گرفته تا مثال دیگر (البته غیر از سکس (چون هنوز انسانم و حریم دیگران رو حفظ می کنم)) در میان نبوده

ممنون از شما بابت اینکه با حوصله این مطالب رو می خوانید و در حل آن به من کمک می کنید