پایان ناخوش آیند مواردی که ذکر کردی به نظر من اصلا دور از انتظار نیست. و راستش رو بخوای خدا خیلی تو و دوستات رو دوست داشته که قبل از جدی تر شدن مسئله کلا قضیه منتفی شده چون بعد از ازدواج شرایط به مراتب پیچیده تر خواهد بود.
چرا این حرفو میزنم؟ برای
اینکه سنگ بنای اولیه این روابط اشتباه گذاشته شده خودت دقت کن:
-ببین دوست من نمی خواستم تند صحبت کرده باشم اما این نوع نگاه شما رو دچار مشکل کرده....
در نگاه شما تمام خانوم های این قصه ها قربانی اند، از احساسات پاکشون سوء استفاده شده، ....
نه دوست من این خانوم ها هم مقصرند، شاید کمتر، ولی قربانی نیستند، خودشون اجازه دادند که باهاشون بازی بشه، خودشون اشتباه کردند، سادگی و چشم پوشی از نشانه های مهمی که زنگ خطر هست رو با "نقش پویا در انتخاب همسر اینده اشون" اشتباه گرفتند.
بی اعتمادی به نیمی از جامعه مسلما دوای درد شما نیست، بلکه شما نیاز داری که اعتماد کنی به خداوند، به خودت، که برات مثبت اندیشی و نکته سنجی رو با ارمغان بیاره...
به منطقت اعتماد کن و زندگی رو روی اصول پیش ببر. اونوقت میبینی که همه انسان های اطرافت اونقدر که تو بهشون میدون میدی قابل اعتماد خواهند بود.

[/b][/color]
علاقه مندی ها (Bookmarks)