سلام خانمي منم مثه شما همين تجربه طلاقو داشتم البته من 2سال پيش عقد كردم كه بعد از 2ماه هم جدا شديم. من 25 سالم بود خيلي مذهبي و با يه ديد پر از احترامي به شوهرم نگاه ميكردم اما اون اقا از روز بعد از عقد مدام منو تخريب شخصيت كرد از خودم و خانوادم مدام ايراد ميگرفت و ميگفت اگه حرفامو به خانوادت بگي طلاقت ميدم خب منم از ترسم به هيچكي حرفامو نزدم و خلاصه بگم اين اقا تا اونجا كه ممكن بود منو له كرد بعدشم توي دادگاه اومد گفت تو رو دست خانوادت مونده بودي دادنت به زور به من... هر احترامي كه خانوادم براش قايل شده بودن حالا شده بود زور
من اينقد حرفامو به كسي نگفتم كه بعد از اين دوماه يه ويروس بدي گرفتم و چند روزي بستري شدم .. اعتماد بنفسم اينقد پايين بود كه از خودمم خجالت ميكشيدم اعصابم خراب شده بود تا حدي كه دوستام به زور برام وقت مشاوره گرفتن و من كم كم تخليه شدم خيلييييي خوب بود كه يكي حرفاتو گوش بده و راهنماييت كنه
تو لياقتت يه زندگي پر از شادي و خوشيه
خدايي كه ديروز هواتو داشته فردا هم داره فقط بهش اعتماد كن![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)