سلام اقليما جان
درست هست كه شما تجربه زندگي مشتركتون خيلي بيشتر از من هستش و من خودم زياد تو زندگي متاهلي موفق نبودم ولي دلم مي خواد چند تا حرف دوستانه بهتون بگم.
يكي اينكه دخالت خونواده ها خيلي خيلي كار رو خراب مي كنه سعي كنين هيچ وقت دخالتشون ندين( چه شما و چه همسرت) و ديگري اينكه به من هم گفتن يه مدت از همسرت دور باش، نمي دونم تاپيك من رو خوندين يا نه ولي اين دخالت ها باعث شده كه من 4 ماه از همسرم و زندگيم دور باشم و تا اين لحظه بلاتكليف بمونم.
يه چيز ديگه ، عزيزم اگه آخر هفته ها از همسرت تقاضا كني كه پيشت بمونه و بهش بگي كه به اين آخر هفته ها كه يه روز تعطيل داريم احتياج داري ، شايد قبول كنه.
من يه دوستي دارم كه همين مشكل رو به يه نوع ديگه داشت، شوهر دوستم اكثرا مي خواستن به خونوادشون سر بزنن و حتي اگه دوستم همراهيشون نمي كرد به راحتي بهشون مي گفت كه شما برو خونه من يه سر بزنم به مادرم . اين دوستم بعد از چند سال زندگي مشترك فهميد كه رگ خواب شوهرش چي هست، دوستم مي گفت هرچند بار يكبار به شوهرم كه مي گفت بريم خونه مادرم، مي گفتم كه عزيزم من الان به شدت هوس آغوشت رو كردم و مي خوام باهات تنها باشم و مي گفت اونقدر با لطافت تحريكش مي كردم كه يهو مي ديدم سر از خونه درآورديم. اين مدلي اين دوستم رفت و آمد شوهرش رو كمتر كرده.
الان شما هم ببين از اين طريق مي توني رگ خواب همسرت رو به دست بگيري.بهش القا كن كه بهش نياز داري مخصوصا روزاي تعطيل كه آدم بعضي وقتا واقعا دلش مي خواد دوتايي تو خونه تنها باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)