مرسی بهار عزیز همیشه از خوندن پستات آرامش پیدا میکردم
راستش احساس میکنم بخاطر اینکه اول با عشق زیادی سمتش اومدم (که حالا میدونم اشتباه بود )این احساس کینه واسم مونده اصلا نمیخواستم زندگیم مثه همه باشه که میگن خواهرشوهر و مادرشوهر بدن خواستم این دیدگاهو عوض کنم چون احساس کردم مادر شوهرم پتانسیلشو داره با کلی عشق جلو رفتم از ته دل دوسش داشتم و باتمام وجودم مامانجون صداش کردم ولی دلم شکست وقتی هیچی ازش ندیدم
در مورد غذا لباس زمان خواب همه وهمه نظر میداد و زورش جایی بود که خوشو به مطلومیت میزد و فک میکرد بهترین مادره وجالب این بود مثلا بخاطر نوهاش تا 2-3 شب بیدار بودیم اشکال نداشت ولی تا بیرون میخواستیم بریم میگفت زود برگردید صب میخوای بری سر کار /لباس شستن که وطیفه اش بود انجام نمیداد ولی به چیزایی که ربط نداشت بهش نظر میداد مثلن جوراب سید نپوش این لباست زشته اون دمپاییت یه جوری (که من خریده بودم)/حتی توی روابط زناشویمون هم فکر خواب پسرش بود مثلا میگفت چرا هنوز بیدارید ؟!!!/ برای اینکه واممو بدم به شوهرم بدون هماهنگی ما رفته بود با بابام صحبت کرده بود و حسابی نگرانش کرده بود چون حرفاش همه از این دست بود پسرم قرض داره کم اورده و.... خوب شما باشید خونتون بجوش نمیاد اوج داستان هم اینه من در شرایطی با شوهرم ازدواج کردم که ورشکسته بود و تنها بخاطر ایمان و اخلاقش جواب دادم با اینکه همه عالم میدونستن من چه گزینه هایی برای ازدواج داشتم والان هم از انتخابم پشیمون نیستم وخیلی زور داره که مادر شوهرت به مامانت بگه خواهراش خیلی بسازترن !!!!!!!!!!!!!!!
درصورتی که تمام شوهرخواهرم از نظر مالی خیلی روبراهن اونجا مامانمو اگه کارد میزدی خونش در نمیومد مرسی به پرحرفیام گوش کردید
سلام باران عزیز
اهدافت درزندگی چه چیزهایی هستند؟ راستش همیشه این احساسو دارم که دم دمیم خیلی سعی کردم به تعادل برسم ولی بازم توهمون مشکلم دمدمی بودنم ول میکنم یه بار هدفم میشه خانم خوب بودن یه بار میشه مترجم نمونه بودن !!!!
دوس داری زندگیت چطور باشه و تا الان چه تلاش هایی برای رسیدن بهش کردی ؟ متاسفانه یه بار تاحد مرگ زندگیمو میچسبم وتاپای جون مایه میزارم که عالی باشه یه بارهم باسمت باد پیش میرم (بزرگترین خواستم دلشاد بودنه و زندگیی که خدا توش حضورداشته اشه شاید مسخره باشه ولی زندگی آسمونی )
از نظر خودت چقدر آدم خوش بینی هستی ؟ میدونم نیستم
قبل از ازدواج چه چیزهایی در همسرت مورد توجه شما قرار گرفت ؟ اخلاق نیکو و ایمان
همسرتون چقدر منطبق با معیارهاتون بود؟ ازجهت اخلاقی و رفتاری و فهمیده گی وباشعوری 100 ولی از نظر مالی و شغلی و تحصیلی تقریبا صفر
تحصیلات و شغل همسرتون و خودتون چی هست و همینطور هردو چند سال دارید؟هردو دانشجوی کارشناسی سن من 22 و ایشون 26 من دانشجو و ایشون کارشناس آی تی
نوع ازدواج و آشنایی شما به چه شکلی بود ؟ کاملا سنتی ایشون برادر شوهر خواهرم هستن
چقدر با هم لحظات خوب داشتید و اگر امکانش هست برامون تعریف کنید ؟خیلی زیاد شاید اینجا نمیگنجه ولی چند موردشوتوی تاپیک خاطرات عاشقانه اوردم
باتشکر از شما کارشناس محترم برای وقتی که گذاشتید











علاقه مندی ها (Bookmarks)