من یه دوستی دارم، کودکی و نوجوانیشو ایران نبوده، یه بار که بحث حجاب شد، گفت من اونجا حجاب داشتم، بعد که حرفش رو باز کرد، دیدم گفت روسری سرم نبود، اما لباس باز نمی پوشیدم! من تو دلم بش خندیدم گفتم این دیگه چه حجابیه!! وقتی پست شما رو خوندم، یاده اون بنده خدا افتادم، دیدم واقعاً حجاب داشته گویا!
این جوری که شما گفتید من سخت گیرم، من فک کردم وقتی میرید خواستگاری، سوال اولتون اصول دین هستش! اما حالا که شرح دادید قضیه یه مقدار بازتر شد. (البته من فک کردم شما در مسائل مذهبی سختگیر هستید شاید اشتباه متوجه شدم).
باید بگم که با این شرایطی که می گید، خیلی دختر تو ایران هست! بیش از نیمی از دوستان من، به خدا و قرآن اعتقاد دارند و رابطه ی جنسی نداشتن! خیلی هاشونم برا ادامه تحصیل رفتن خارج از کشور.
- والا این دوره زمونه خارج رفتن خیلی راحت شده. تو دانشگاه ما که هر ننه قمری آپلای گرفته و رفته. خیلی راحت راحت مثه آب خوردن! تو آزمایشگاه ما که 80 درصد رفتن! چندتاشون همین هفته ی پیش رفتن، این که شما می گید شاید یه سری دخترا به خاطره این که من خارج از کشور هستم بخوان با من ازدواج کنن، مربوط می شه به فردی که خودش نتونه اقدام کنه! اما کسی که یه مدرک تحصیلی خوب با یه مدرک زبان داشته باشه، چرا نتونه بره؟ شما هم که نمی خواید با یه آدم بیسواد ازدواج کنید!
- از این لحاظ که می گید خیلی اخلاق و روحیاتتون تغییر کرده، باید بگم اصلاً نگران نباشید. اگه الآن برگردید ایران، فقط یه مدت اطرافیانتون، به بیشتر حرفاتون، می خندن ( با عرض پوزش این یه واقعیت هستش که دیدم)! البته خودتون متوجه نمی شید برا چی بهتون می خندن و این که شاید یه مقدار سردر گم بشید که الآن چه اتفاقی افتاد! که اگه یه نفر در کنارتون باشه و براتون شرح بده، خیلی سریع راه می افتید! دوسته من 4 سالگی رفت خارج از کشور، 18 سالگی برگشت، به غیر از این موارد که گفتم، تغییر عجیب غریبی درونش حس نکردم! فوق العاده هم با هم صمیمی هستیم و همدیگه رو درک می کنیم.
خلاصه که باید بگم جستجوتون رو وسیع تر کنید! تا این جا که من متوجه معیارهای شما شدم، باید بگم خیلی دختر هست که مناسب شما باشه.
ببخشید، یادم رفت که یه چیزی رو بگم، شما فرمودید:
نگرانیم از همین هست که من رابطه ام رو با جنس مخالف محدود کردم تا همسرم آینده ام "ناراحت نشه"
باید بگم که دیدتون رو کاملاً تغییر بدید که خدایی نکرده نخورده تو ذوقتون. خیلی این حرف جای بحث داره! شما از همین حالا نگرانه نگرانی همسره آیندتون هستید! پس خودت چی! یعنی اگه نخوای ازدواج کنی یا اگه بدونی همسرت ناراحت نمی شه، رابطه ات رو گسترش می دی؟
من که سعی می کنم رفتار و اعمالم رو بر اساس اعتقادات و افکاره خودم بنا کنم، هر چند که اطرافیانم می گن پس فردا که شوهر کردی، همچین بزنه تو سرت که همه این چیزا رو فراموش کنی!
موفق باشید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)