مرسی دلسوخته عزیز
مرسی فکور عزیز از دلداری هاتون
باشه دلسوخته دیگه نمی گم شخصیتم رو تحقیر کرد...از همین امشب می خوام عوض شم، امشب دیگه تو فکرم نیست
از امشب دیگه فکرم آزاد است، فکرم سه سال تمام تمام و کمال ماله اون بود، توی همه لحظه هام بود، همه جا همراهم بود ولی امشب دیگه فکرم رها شد...نمی دونم چه حالی دارم، هنوز شوکه ام، شاید خوشحالم، آره جای خوشحالی داره، من واسه زندگی آیندم خیلی آرزوهای قشنگ دارم نمی خوام یکی خرابش کنه، اون قطعا کسی نبود که مرد رویاهای من باشه
فکور عزیز، تقصیر خودم بود بهش ایمیل زدم گفتم دلیل رو بگو حداقل من بدونم دلیل این رفتارهات رو، بگو که حداقل فکر و روح منو که خیلی وقته اسیره رها بشه؛ که اینطوری بهم گفت
از امشب رها هستم دیگه، رهای رها...برام دعا کنید فقط... برام دعا کنید تو این شبها...








علاقه مندی ها (Bookmarks)