سلام
متأسّفانه من اومدم خارج از کشور و فرصت نکردم برم روان پزشک. اینجا رفتم گفت جلسه ۵۰ دقیقه میشه ۲۵۰$ !!
تصمیم گرفتم صبر کنم تا برم ایران و برم روان پزشک.
تو این مدت خیلی سعی کردم خانم رو راضی کنم به زندگی دوباره. از پادرمیونی دوستش تا خواهرم و خیلی ایمیلهای که واسش زدم. تلفن هامو که جواب نمیده.
من نمیدونم کسی که این همه عاشق بود، یعنی واسه من میمرد چی شد که این همه الان بی تفاوت شده. من کلی واسعش قسم خوردم که همونی میشم که میخواد اما انگار نه انگار.
وقتی فکر میکنم به سال گذشته دیوونه میشم. میگم چطور من دستی دستی زندگیمو نابود کردم. چطور یه فرشته مهربون رو رنجوندم که آخر سر یه بهونه جور کرد و جدا شد.
چرا اینقدر من بدبختم!
وقتی محبتهای خانمم یادم میاد انگار قلبم منفجر میشه و اشکام شروع میکنن به اومدن.
دوستان قدرِ زندگیتون رو بدونید. جدایی خیلی سخته و کمر آدم رو میشکنه.
فقط دلم میخواد آخر سر اینو بگم:
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه اما افسوس تو را خواستن دیگه دیره اما افسوس با نخواستن دل آروم نمی گیره اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره دیگه دیره








علاقه مندی ها (Bookmarks)