سلام دنیای من .نوشته اصلی توسط دنیای من
عزیزم خدا رو شکر همسرت از نظرای دیگه خوبه و مرد زندگیه.نمی گم این مشکل کتک زدن مشکل کوچیکیه...نه خیلی هم بزرگه و خیلی آدم رو آزار می ده و اذیت می کنه و کاملا درک می کنم که چقدر ناراحت میشی.ولی عزیزم این مشکل قابل حله فقط باید صبور باشی.از اینکه می گی بعد از اینکار معذرت نمی خواد و می گه حقته نشون می ده قبح اینکار واسش ریخته و شاید تو فرهنگشم براش از قبل جا افتاده که مرد می تونه رو زن دست بلند کنه ...برای همین یکم کار سختی در پیش داری تا بتونی به کل این رفتار زشتت رو اصلاح کنی.
فعلا بهترین کاری که به نظر من می رسه اینکه بری تو قالبی که اون می خواد یعنی سعی کنی میگی تو مسائل جزیی باهم اختلاف نظر دارید...ی مدتی سعی کن تو این مسائل جزیی باهاش راه بیای..و به ظاهر باهاش موافق باشی...وقتی اون موافقت تو رو دید و شد بهترین مرد دنیا..اون موقع می تونی بهش با زبون مهربون خواسته های خودت رو بگی.تکنیک حرف زدن اینجا خیلی مهمه که فکر کنم گلنوش لینکشو برات گذاشت.ی جوری عقیده خودت رو ابراز کن که توش مخالفتی با نظر اون نباشه .یعنی مثلا مستقیم نگو من مخالفم
بزار ی مثال بزنم
مثلا: می خواین برای افطار مهمون دعوت کنید و تودوست داری مثلا 2 جور غذا سر سفره باشه و می خوای همسرت رو بفرستی خرید.
ولی اون میگه با همین چیزایی که دارید ی چیزی درست کن و خرج اضافه نکن.
خوب تو اولش حرفشو قبول کن و حتی ازش تشکر کن که مغز اقتصادی داره و صرفه جویی می کنه بهش نشون بده عقایدش برات محترمه...بعدش بهش بگو عزیزم من حرفای تو رو کاملا قبول دارم ولی به نظرم چون اینا فقط سالی ی بار می ان خونه ما ،من دلم می خواد نحوه پذیراییم خیلی خوب به نظر بیاد و کدبانو باشم.برای همین یکمی خرید لازم داریم...خوب!اونم قبول میکنه یا شاید بازم مخالفت کرد و تونست توجیهت کنه که همینا کافیه...اون موقع دیگه لج نکن و رو خواسته خودت پا فشاری نکن.بهش نشون بده می تونه مدیر خونه باشه و تو براش ارزش قائلی .این جوری خودت راحت تر میشی
به هیچ وجه فکر نکن این جوری داری خودت رو نا دیده می گیری....
اولا همسر تو مرد خوبیه و زندگیت ارزش اینو داره که به خاطر حفظش تلاش کنی و اینم بدون
شاید ی زن رئیس خونه باشه و شخصیت رهبر داشته باشه و تو اون قالب موفق باشه ولی ی زن دیگه با پیرو بودن و ملایمت خودش بتونه شرایط رو بهتر هندل کنه.
اینم بدون معمولا زن هایی که حالت دوم رو دارن همسرشون رو تو دستشون دارن و همسرانشون هر کاری براشون می کنند
این طور رفتار کردن از نظر من ی جور سیاست زنانه است.
در مورد اینکه اعتماد به نفست رو میاره پایین
راستش فکر کنم خیلی از مردها این جورین ....علت این کار مردها رو نمی دونم.خیلی بهش فکر می کنم
به این نتیجه رسیدم که اونها متوجه روحیه حساس و ظریف ما نیستن
مثلا همسر شما وقتی می گه به عقلت شک می کنم!دقیقا منظورش این نیست که اون لحظه به عقلت شک کرده و تو رو کم عقل می دونه....
نمی دونم منظورم چه طور بیان کنم .. به معنی کلمات توجه خاصی ندارن و راحت حرفشون رو بدون فکر می زنن.
بعدشم تو سعی کن خودت رو اعتماد به نفس خودت کار کنی و کارایی که به واسطه اون اعتماد به نفست میره بالا رو انجام بدی...
نگفتی چطور آشنا شدید؟
راستی دنیا من عزیز من نظرات شخصیم رو می گم و روانشناس و کارشناس نیستم و تجربه زندگی مشترک رو هم ندارم برای همین منتظر نظرات بقیه دوستان و کارشناسان باش.







..اون موقع می تونی بهش با زبون مهربون خواسته های خودت رو بگی.تکنیک حرف زدن اینجا خیلی مهمه که فکر کنم گلنوش لینکشو برات گذاشت.ی جوری عقیده خودت رو ابراز کن که توش مخالفتی با نظر اون نباشه .یعنی مثلا مستقیم نگو من مخالفم 


علاقه مندی ها (Bookmarks)