وااااااااااایییی bahar.shadi ممنونم ازت.الهی قربونت برم .نمیدونی چقدر خوشحالم کردی![]()
![]()
![]()
افسون عزیز من دیشب با اون دوستم دعوام شد.گفت که میره و دیگه برنمیگره.کلی حرف بارم کرد ولی من اصلا سعی نکردم آرومش کنم و از خودم دفاع کنم.به این امید که حس بدی نسبت به من پیدا کنه.چیزایی که گفت اصلا حقم نبود ولی خب.بهتره که از من بدش بیاد.خطشو که چند وقت پیش فروخته.گفت ایمیلشم کاملا حذف میکنه تا دیگه نتونم بهش ایمیل بزنم و پیداش کنم.
خیلی دلم براش میسوزه.گناه داره.اون خیلی به من محبت میکرد و تو این 4 سال که با هم بودیم همه ی سعیشو میکرد که زمینه های ازدواجمون فراهم بشه.میدونم منو برای خوش گذرونی نمیخواست
ولی خب.چه میشه کرد.به هرحال این ازدواج به صلاحمون نیست:(
دیشب بعد اون دعوا من باز به یکی از اون آقایون پناه بردم
همه ی شماره هارو حذف کرده بودم فقط این یکی مونده بود.دلم میخواست با یکی حرف بزنم.بهش تک زدم و زنگ زد یه کم باهم حرف زدیم.میدونم کار بدی کردم
چیکار کنم که دیگه نرم سراغشون؟ احساس تنهایی میکنم خب.دوس دارم با یه جنس مخالف در ارتباط باشم خب.نمیگم واسه زدن حرفای ناجور.نه.همین جوری
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)