[align=justify]سلام نگین جان
از آنی پرسیدی، اما اگه اجازه بدی، من هم از زاویه دید خودم به این سوالت جواب بدم:
نوشته اصلی توسط negin iran
با دوست داشتن حقیقت... دوست داشتن از ته دل...
حالا من یه سوال از تو و آنی و هر دوست دیگری که جواب رو می دونه، بپرسم (البته سوالم رو مطرح می کنم، چون به نظرم جوابش به حل مشکل عدم پذیرشت کمک می کنه، اگه دارم اشتباه می کنم و مسیر تاپیکت عوض می شه، صبر می کنم تا یه وقت دیگه، در یه فرصت مناسب جوابم رو بدید):
چطور انسان می تونه آگاهانه روحش رو به حقیقت تسلیم کنه؟
یه وقتایی انسان در یک حس معنوی خاصه. در اون زمان ها روحش به طبیعت تسلیم می شه، و هر آنچه هست رو زیبا می بینه. حقیقت رو می بینه و تایید می کنه. مثل نسیم سبک می شه، همه چیز رو می بینه و می پذیره و عبور می کنه...
خیلی از گره هایی که در روح و روان و شخصیتش هستند، خود به خود باز می شن. یه چیزایی مثل عدم پذیرش خود، مثل حسادت، مثل دشمنی و ...
چون روحش به حقیقت تسلیم می شه، و از مقایسه و تعلق خاطرهای مختلف دست برمی داره.
اما خیلی وقتا ما در اون حالت روحی نیستیم. اینجور وقتا باید آگاهانه اون حالت رو ایجاد کرد. اما چطور؟
راستی حامد پسر بی آزاریه، حرفش فقط اینه که تاپیک جدید باز کنی. :) خودت هم اگه دقت کنی، می بینی که تا اینجای کار نگاهت به مشکلت تغییر کرده. کسی که صفحه اول رو باز می کنه، نگین پست های 52 و 54 رو در پست 1 نمی بینه. تو تاپیک جدید می شه همین نگین در پست 1 باشه.
البته ببخشید که اظهار نظر کردم.[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)