ممنون از اینکه از زوایای مختلف بررسی می کنید
الان خودم آرومتر شدم و امیدوارم شتابزده یا بداخلاق رفتار نکنم
نقاشی جان حق با شماست. من اصلن به این فکر نکرده بودم که اگه از خود پسره بخوام ممکنه اونجور برداشتی شه. البته همونطور که گفتم تمایل خواهر من که بی تجربه هست به اون بیشتر از اونه و اون تکلیفش با روابطش مشخصه چون تجربه اش رو داره اما خواهرمن این اولین رابطه ی جدی اش هست و هنوز خودش نمی دونه چی می خواد.
تو خونه مشکل محبت و یا مساله عاطفی خاصی وجود نداره و اتفاقن چون اون ته تغاریه همه جوره بهش توجه داریم. یکی از علتهای اصلی گرایشش دوستاش هستند. یه جورایی انگار که نخواد از قافله دوست پسرداران! عقب بیفته و ثابت کنه که آره منم می تونم یکی رو واسه خودم داشته باشم. اما خب تو خونه پدر مادرم مقاومت خاصی در برابر رابطه ی همین جوری با جنس مخالف دارند واسه همین بیان نکرده.
در برابر درخواست دعوت اون به خونه، خواهرم جواب رد داده و البته اون هم اصراری نکرده . اما به هر حال با توجه به جو جامعه و اینکه بیرون هم ممکنه پلیس ازشون سوال جواب کنه هیچ بعید نیست یه روزی مقاومتش بشکنه. البته امیدوارم تا اون موقع از این تیپ راوبط بی سرانجام دلسرد بشه و رابطه رو تمام کنه. به هر حال این هم یک تجربه ای بوده براش.
راجع به خواستگاری هم اون جوابش رو داده که قصد ازدواج نداره ضمن اینکه خونواده هامون تفاوت فرهنگی زیاد داریم (اینا رو به خواهر بزرگم گفته) بنابراین هیچ انگیزه ای نمی مونه براش. فقط مشکل وابستگی هست که چون اولین بارشه شاید فکر می کنه از پسش بر نمیاد.
دیشب به خواهر بزرگم گفته دیگه قرار نیست همدیگه رو ببینند فقط تو نت با هم خواهند بود. اون آقا هم ظاهرن قصد داره از ایران بره. روی هم رفته اگه وضعیت همین طور بمونه شاید از این کیس خاص بدون دردسر خاصی رها شه ، اما به قول آقای ایوب هیچ تضمینی نیست که موارد دیگه رو بتونه درست مدیریت کنه
به هر حال من خیلی دوست داشتم که بیاد با من واضح صحبت کنه اون جوری واقعن خیالم راحت می شد. من هم سعی می کنم اعتمادش رو جلب کنم(بی داد و بی داد البته)
با زهم از همتون سپاسگذارم : )








علاقه مندی ها (Bookmarks)