سلام دوستان درجريان زندگي من هستين ميدونم براي بار دوم باردارم ماه سوم بارداريم به تازگي تموم شده جنسيت بچمون هم معلومه"دختر" شوهرم خيلي روحيش تغيير كرد از وقتي فهميد دختره و براي اولين بار صداي قلبشو شنيد اسمشو انتخاب كرده "مهلا" گذاشته منم دوست دارم زندگيمون آرومه همه سعيمو ميكنم همه چي مرتب باشه غذا وخونه و پسرمون بيشتر به شوهرم توجه ميكنم خونه آروم باشه و مخارج خونه كم باشه خدا رو شكر يكي از وام هاي سنگينمون(ماهى ٤٠٠ هزار تومن) تموم شدو فشار روى شوهرم كمتر شده كارشو كمتر كرده اخلاقش خيلي بهترشده كمتر غر ميزنه البته اگه هم غر بزنه با آرامش با شوهرم برخورد ميكنم
رابطه زناشويمون خيلي كمه مدتيه تمايل ندارم ولي هر وقت اون خواسته مانعش نشدم سعي كردم رابطمون خوب باشه ٣ روز در هفته استخر ميرم پياده روى ميكنم به خودم ميرسم كتاب ميخونم از همه مهمتر با پسرم بازي ميكنم گاهى هم يه چيزايى براي دخترمون ميخرم
سعي ميكنم شاد زندگي كنم شاديمو به شوهرم انتقال بدم البته در رابطه با دخترمون عكس العملش خيلي جالبه لباس و عروسكو پتو و شيشه شير براش خريده ميگم زوده ها ميگه دخترمه عشق كردم واسش خريدم:-D يه گهواره كوچيك واسش خريده ميگه تخت و كمدم بعدا براش ميخرم,دوست داره به سليقه خودش واسش بخره منم مخالفتي نميكنم ازش تشكر هم كردم
فقط چيزي كه باعث شد دوباره بيام و براتون بنويسم اين بود ازم خواسته سزارين كنم و براي هميشه جلو گيري كنم (لوله ببندم) من خيلي نگرانم سنم كمه ميترسم پشيمون شيم و دوست ندارم خودمو از الان ناقص كنم توانايى بارداري رو از دست بدم
ميترسم و خيلي نگرانم
ما نميدونيم چندسال آينده چي پيش مياد نميدونم نگرانى من درسته اصلا اين كار ضرر نداره؟ راهنماييم كنيد ممنونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)