سلام دوباره
فرشید خان.میشه اگه دوباره پاسخ دادید بهم بگید چرا در مورد پدرم کنجکاو شدید!؟؟؟
رابطه ی من بخاطر شرایط کاری پدرم خیلی خیلی خیلی گرم نیست!!ولی صمیمانه هست.
به جرات میتونم بگم به پدرم افتخار میکنم! خیلی بیشتر از اونی که بتونید تصور کنید.پدرم مهربانترین دلسوزترین روشنفکرترین دست ودلبازترین و... بهترین پدریه که تا حالا دیدم.
من کلا بچه کمی سوسولی هستم!اصلا یاد نگرفتم با مترو و اتوبوس و اینجور چیزها برم جایی که باید سر وقت حاضر شم.واسه همین پدرم بیشتر وقتها که عجله داره و میخواد با من بزنه بیرون,جای اینکه منو با راننده اش بفرسته یا اصلا واسه ی من تاکسی بگیره, خودش منو میرسونه.چه بابای خوبی!!تازه این کوچکترین کارشه!!!(ولی مامانم یکم سختگیرتره.بعضی وقتها یکم نه خیلی!. ولی لازمه که اینطور باشه.)
و همینطور بهترین رفتارها رو با مادرم داره.(که مثلشون رو تو بقیه شوهرها کمتر دیدم.البته کمی مناقشات زن و شوهری هم هست که به ما مربوط نمیشه!!) و تربیت من رو به مادرم واگذار کرده .خودش فقط نظر میده.اصلا از این مردهایی که همسراشون رو محدود میکنن بهشون توجه نمیکننو... . چه معنی داره به زنهاشون میگن که تا فلان محدوده با ماشین میتونی رانندگی کنی یا درس بی درس یا سر کارنباید بری یا اگه میری پولهات رو باید بدی به من یا تو کارهای خونه کمک نمیکنن.
یا به دخترهاشون میگن فلان کارو نکن یا با دوستهای دخترت!!(پسر که هیچی!)بیرون نرو یا به سر و وضعش گیر میدن و...
بدبختی اینجاست که پسرهای همچین پدرهایی هم بخوان همچین ارد هایی بدن! مامان من که اصلا این مشکلها رو نداره.وضعش برعکس حالت بالاست.خوش به حالش!
بخاطر همین ناراحتم که چرا برادر ندارم!!!!!!!!!
نمیشه بیشتر بگم چون هم لزومی نداره هم اینکه مردم چی میگن؟نمیگن این دختره چه پزی میده!؟
آ]آ ! خصوصیات بد!باید بگم اینقدر کمه که به چشم نیاد و اگر هم بیاد مشکلی نیست.مثلا اگه باهام لج کنه دیگه تموم!! یه بار دعوامون شده بود .نزدیک هم نشسته بودیم من گفتم بره یه کاری واسم بکنه ولی گفت اول تو برو یه کاره دیگه کن. بعد یهو همه ی روزنامه ها و کتابهای اطراف رو پرت کردیم سمت هم! تا مامانم اومد دعوامون کنه تمومش کردیم !چقدر خندیدیم بعدش!
امیدوارم روزی برسه که همه ی ما آرزو های برآورده نشده نداشته باشیم.













علاقه مندی ها (Bookmarks)