به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    masy عزیز

    میدانی چرا در زندگی بلا تکلیفی؟


    چون هدف و برنامه برای آینده ات نداری و نمی دانی از زندگی چه می خواهی!

    برای خودت هدف گذاری کن و برنامه بریز ، می بینی که زندگیت معنادار می شود!

    آرزویی داشتن و هدفی را دنبال کردن به تو شوق ادامه زندگی را نوید می دهد!



    آینده همان اندیشه های امروز تو و تلاش و برنامه ریزی برای بدست آوردن آنهاست!


    این تاپیک را دنبال کن









  2. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 25 اسفند 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 خرداد 91 [ 13:42]
    تاریخ عضویت
    1390-7-29
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,219
    سطح
    19
    Points: 1,219, Level: 19
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 47 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    سلام دوستان
    بعد از کلی تلاش! البته سختی به اینه که جای تلاش نیست! تازه اندازه 6ساعت کلاس حق التدریس گرفتم و کلاس زبان انگلیسی میرم! هنوز هیچی....

  4. کاربر روبرو از پست مفید masy13 تشکرکرده است .

    masy13 (شنبه 06 اسفند 90)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 شهریور 91 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1390-11-25
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    752
    سطح
    14
    Points: 752, Level: 14
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    سلام

    نمي دونم چرا ولي اين روزا خيلي ها رو مي بينم كه اين حس رو دارن. مثلاً خود من الان سالهاست كه درسم تموم شده و تقريباً بلافاصله بعد از خدمت هم رفتم سركار(چون از يك جايي بورسيه داشتم) حونه هم خريدم، زبانم رو هم تقويت كردم و نمره بالايي هم تو آيلتس گرفتم. الانم درآمدم هم بد نيست ولي حس مي كنم حوصله هيچ كاري رو ندارم ديگه!! نه ادامه تحصيل نه پيشرفت شغلي نه خارج رفتن نه ازدواج هيچي!!! اينم بگم كه الان من خيلي ها رو حداقل بين همكارام ميبنم كه اين حس رو دارن! نمي دونم هم چرا! انگار آخر دنيا رسيده باشه!

    شرمنده اين حرفا رو نزدم كه براتون آيه ياس بخونم فقط ميخواستم بگم زياد به به اعصابتون فشار نياريد چون الان خيلي ها هم همين احساس شما رو دارن. وضعيت شما زياد بد نيست اگه يكي دو سال رو زبان وقت بذارين و يك كمي تحقيق كنيد ميتونيد از يك دانشگاهي بورس بگيريد و بريد خارج! تو محل كار خودمون چند تا خانم مجرد مثل شما بودن كه اين كارو كردن و رفتن پس شما هم اميدتو از دست نده.

  6. 2 کاربر از پست مفید wanderer تشکرکرده اند .

    wanderer (چهارشنبه 24 اسفند 90)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 21:17]
    تاریخ عضویت
    1390-11-27
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    230

    تشکرشده 231 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    آقاي wanderer و خانم masy13 عزيز، سلام
    شايد اين آدمهايي كه شما مي فرماييد، معناي درستي از زندگي و هدف نداشته باشند. ما درس مي خونيم، سر كار ميريم، ازدواج مي كنيم، بچه دار مي شيم و..... اما همه اين امور فقط برنامه هايي در زندگي ما هستند كه ما واسه تحقق اين برنامه ها تلاش مي كنيم اما اينها فقط برنامه هستند نه هدف زندگي. ما زندگي نمي كنيم كه مثلا به درجات عالي تحصيلي، به منزلت اجتماعي بالا، به موفقيت در كار حرفه اي، به يك زندگي مشترك موفق و ....... برسيم، ما زندگي مي كنيم به خاطر معناي خود زندگي، به خاطر رسيدن به اهداف معنوي مون، به خاطر اهدافي كه هر چقدر براي رسيدن بهشون زحمت بكشيم، شوق زندگي رو در ما هم افزايش ميده .
    اگه هدفمون در زندگي جنبه مادي پيدا كنه، خب معلومه ديگه، وقتي كه بهش رسيديم، مي گيم خب حالا كه چي؟ اين رو هم بدست آوردم، اما اون احساس خوشبختي رو چرا در من بوجود نمياره؟؟
    اما اگه هدف، تعالي روح باشه، هدف به دست آوردن دل باشه، هدف تجربه انواع عشق ها باشه ( از عشق خدا، عشق به زيبايي هاي طبيعت، عشق به صفات عالي انساني و ....) اونوقت هر چقدر هم كه در اين راه قدم برداريم، خسته نميشيم و بيشتر از قبل مشتاق ادامه راه ميشيم.

  8. کاربر روبرو از پست مفید صنم_64 تشکرکرده است .

    صنم_64 (چهارشنبه 24 اسفند 90)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 خرداد 91 [ 13:42]
    تاریخ عضویت
    1390-7-29
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,219
    سطح
    19
    Points: 1,219, Level: 19
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 47 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    salam
    aghaye wandere motaasefane man mesle u nistam
    baba u ke vazet khoobe....
    من مشکلم اینه که نه کار دارم و نه میتونم ازدواج کنم و نه.... مشکل اینه....

    مرسی خانم صنم...
    من نمیتونم مثل شما اینطوری راحت باشم....

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 21:17]
    تاریخ عضویت
    1390-11-27
    نوشته ها
    95
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    230

    تشکرشده 231 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    سلام
    يعني من زيادي سرخوشم.:D خب من هم ازدواج نكردم و الان هم مثل شما دارم زبان ميخونم ولي با اين تفاوت كه شما ارشدتو گرفتي ولي من اندر خم كوچه ارشد رسيدم. اگه اينجوري فكر نكنم كه ديگه انرژي برام نمي مونه.

    بالاخره يه روزي به نتيجه ميرسي و مثل آقاي wanderer مياي پست ميذاري و ميگي كه حالا چيكار كنم، حالا كه هم آيلتس يا تافل، هم تحصيلات عاليه، هم شغل عالي و هم همسر خوب دارم اما چرا حوصله كاري رو ندارم؟ اين جور مواقع اين جمله رو همه روانشناسان محترم مثل پتك به سر آدم مي كوبند كه: احساس خوشبختي نشات گرفته از دورن انسانه. ( جمله اي بسيار فخيمانه!!! كه اعتقاد بهش زندگي ها رو دگرگون مي كنه.)

    تلقين منفي هم نكن كه در زندگي بلاتكليفم، از پستهايت معلومه كه واسه خودت برنامه هاي مشخصي داري و براي رسيدن بهشون هم داري تلاش مي كني. موفق باشي عزيزم.

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 بهمن 00 [ 15:35]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    367
    امتیاز
    10,548
    سطح
    68
    Points: 10,548, Level: 68
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 302
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    811

    تشکرشده 815 در 286 پست

    Rep Power
    52
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    نقل قول نوشته اصلی توسط wanderer
    سلام

    نمي دونم چرا ولي اين روزا خيلي ها رو مي بينم كه اين حس رو دارن. مثلاً خود من الان سالهاست كه درسم تموم شده و تقريباً بلافاصله بعد از خدمت هم رفتم سركار(چون از يك جايي بورسيه داشتم) حونه هم خريدم، زبانم رو هم تقويت كردم و نمره بالايي هم تو آيلتس گرفتم. الانم درآمدم هم بد نيست ولي حس مي كنم حوصله هيچ كاري رو ندارم ديگه!! نه ادامه تحصيل نه پيشرفت شغلي نه خارج رفتن نه ازدواج هيچي!!! اينم بگم كه الان من خيلي ها رو حداقل بين همكارام ميبنم كه اين حس رو دارن! نمي دونم هم چرا! انگار آخر دنيا رسيده باشه!

    شرمنده اين حرفا رو نزدم كه براتون آيه ياس بخونم فقط ميخواستم بگم زياد به به اعصابتون فشار نياريد چون الان خيلي ها هم همين احساس شما رو دارن. وضعيت شما زياد بد نيست اگه يكي دو سال رو زبان وقت بذارين و يك كمي تحقيق كنيد ميتونيد از يك دانشگاهي بورس بگيريد و بريد خارج! تو محل كار خودمون چند تا خانم مجرد مثل شما بودن كه اين كارو كردن و رفتن پس شما هم اميدتو از دست نده.
    همه این احساسات چند دلیل دارد به نظر من:
    1- خود خواهی و تکبر
    2- دوری از معنویات

    وقتی خود خواه می شویم برایمان مهم نیست که از هر 6 نفر در دنیا یک نفر بخاطر گرسنگی میمرند و ما هم عین خیالمان نیست!
    وقتی متکبر می شویم دوست نداریم چند دقیقه وقتتمان را صرف دیگران بکنیم. انسان هایی با فکر سطح بالاتر فقط بفکر خود نیستند و تلاششان در جهت هدف والاتری هست که انتها ندارد...
    دوری از معنویات هم مساله جدیدی نیست، بعضی از افراد انچنان به این دنیا دل بسته اند که در ناخوداگاهشان از اینکه روزی از این دنیا ( که همه چیزشان هست) بروند می ترسند. و ترس نا امیدی می اورد

    رفتن به خارج هدف نیست! اگر هدف چیزی غیر از دانش اندوزی و کمک به پیشرفت بشر باشد ، من به شما قول میدهم چند سال بعد که از انجا هم مدرک گرفتید همین چرخه تکرار می شود!

    و در اخر باید بگم : ذکر نام خدا ارامش دهنده قلوب هست ، ازش غافل نشیم




    نقل قول نوشته اصلی توسط masy13
    salam
    aghaye wandere motaasefane man mesle u nistam
    baba u ke vazet khoobe....
    من مشکلم اینه که نه کار دارم و نه میتونم ازدواج کنم و نه.... مشکل اینه....

    مرسی خانم صنم...
    من نمیتونم مثل شما اینطوری راحت باشم....
    ببین دوست من بزار از تجربه خودم واستد بگم
    اگر هدفت غیر از رضایت خدا باشه روزی به نا امیدی دچار میشی
    اول از همه هدف اصلیت رو مشخص کن

    وقتی هدف اصلیت که رضایت خدا هست رو انتخاب کنی خود بخود ان عزم و اراده که برای انجام کارها لازمه، در وجودت چندین برابر میشه
    مشکل کار یک درمان داره: یادگیری مهارت خاص. مهارتی که در بازار کار خواهان داره و از دست تو هم برمیاد رو یاد بگیر. مطمئن باش در مدت کوتاهی جذب میشی
    وقتی مشکل کار رو حل کنی و توکلت بخدا باشه مطمئن باش ازدواج هم می کنی ، خونه هم می خری ، بچه دار هم میشی و...
    بجای دست روی دست گذاشتن شروع کن از همین الان

    موفق باشی

  12. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1390-12-04
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    755
    سطح
    14
    Points: 755, Level: 14
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 22 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    دوست عزیز
    من چند سال توی یه شرکت مهندسی کار میکردم که کاملا مربوط به رشتم بود و حقوقم هم خوب بود. ولی حس خوبی نداشتم. تا اینکه استعفا دادم و مهندسیو بوسیدم گذاشتم کنار. تصمیم گرفتم توی دانشگاه حق التدریسی درس بدم. باورت نمیشه وقتی تدریس میکنم حس میکنم روی ابرا پرواز میکنم.
    الانم هدفم اینه که چند سال حق التدریسی کار کنم و به مرور جا بیفتم و یه روز بشم مدیرگروه
    هدف که نباید خیلی چیز عجیبی باشه.
    عزیزم منم کاملا موافقم که حس خوشبختی در درون آدمه. ببین از چه کاری لذت میبری، اون کارو انجام بده. اصلا لازم نیست مرتبط با رشتت باشه. اصلا فکر نکن که کاری که الان داری میکنی به درد آیندت میخوره یا نه. تو توی این برهه نیاز داری یه چیزی پیدا کنی که برات لذت بخش باشه.
    پس فعلا دنبال اهداف بلند مدتو پیشرفت و توقعات بالا از خودت نباش. یه چند ماهی به خودت وقت بده.
    من وقتی فوقمو گرفتم انقدر از درس خسته شده بودم که تصمیم گرفتم با مدرک مهندسی برم بشم منشی .
    همه مسخرم میکردن. ولی مهم این بود که من دوست داشتم این کارو. شدم منشی یه شرکت مهندسی که مدیرعاملش 100بار بهم گفت دختر تو دیوانه ای! خلاصه بعد از 2-3 ماه که حال و هوام عوض شد به مدیرمون گفتم حالا میخوام بیام توی بخش فنی. و بعدش شدم کارشناس ارشد سازه.
    میخوام بگم هی نشین دو دو تا چهارتا بکن. فعلا کاریو بکن که دوست داری

    راستی یه چیزی یادم رفت بگم:
    من یه همکار داشتم که مهندس بود و شهرستانی بود. بنده خدا توی شهر خودشون اصلا کار پیدا نکرده بود. توی خونه هم شرایط خوبی نداشت. خلاصه تصمیم گرفت بیاد تهران کار کنه که هم سر کار رفته باشه هم پیشرفت کرده باشه هم از محیط خونه فرار کرده باشه.
    اومد توی شرکت ما و شغل و درآمد خیلی خوبی داشت. الان 4 ساله که تهرانه. ولی دریغ از یه روز خوش توی زندگیش. با اینکه موقعیتش الان خیلی خیلی خوبه، همش هم کلاس زبان و یوگا و ورزش و رقص و .... میره، ولی ابدا از احساس بدی که داره ذره ای کم نشده هیچ، تازه به مراتب بدتر شده.
    حالا دیگه تهرانم ارضاش نمیکنه و میخواد بره خارج!!!! همش میگه قبل از اینکه بیام تهران فکر میکردم اگه برم تهران و سر یه کار خوب برم زندگیم از این رو به اون رو میشه، روحیم عوض میشه، افسردگی و بی انگیزگیم از بین میره، .... ولی حالا که اومدم تهران میبینم همش خواب و خیال بود.
    بهش میگم عزیزم اگه بری خارج هم وضع همینه، تو از درون شاد نیستی وگرنه الان اینجا تو همه جوره موفق هستی و درآمد عالی داری و خیلی خیلی بیشتر از ما تهرانی ها داری از امکانات تهران استفاده میکنی.
    این دوستم خواستگار هم زیاد داره و چه خواستگارهای خوبی هم داره، ولی چون یه مدت خیلی کوتاهی حدود 2ماه با یه پسری بود که بعدش پسره بهم زد (که من فکر میکنم بخاطر روحیه بدی که داشت پسره ولش کرد) حالا دیگه به ازدواج هم بدبین شده.
    عزیزم عبرت بگیر، عبرت بگیییییییییر

  13. 3 کاربر از پست مفید مهسااعتدال تشکرکرده اند .

    مهسااعتدال (شنبه 12 فروردین 91)

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 01:31]
    تاریخ عضویت
    1390-12-12
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    997
    سطح
    16
    Points: 997, Level: 16
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 27 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    دوست عزیزم

    از مطالبت این احساس بهم دست داد که دختر خیلی قوی هستی دختری مثل تو که نباید به خودش این احساسات مخرب رو راه بده

    من نظرات شخصیمو میگم (آخه من خودم دانشجو دکتری هست خارج از کشور گفتم شاید دیدگاه مشابهی داشته باشیم)

    1) منم موافق دوستان هستم خوشبختی درونیه عزیزم. راهکار من برای شما: فکر می کنم شما لازمه یاد بگیری که از چیزای کوچیکم لذت ببری، برای شاد بودن دنبال بهانه های بزرگ نباش. ما یک عمر تلاش می کنیم که چیزی رو بدست بیاریم که مثلا بهتر زندگی کنیم ولی از خود بهتر زندگی کردن وا میمونیم (مثال: خیلی آفرین داره که پایان نامتو 20 شدی کم چیزی نیست)
    2) خوبه به دنبال دوستای بیشتر و متنوع تری باشی که از بودن با هاشون لذت ببری
    3) اگه می تونی یک راهی پیدا کن که در یک سری کارهای خیریه فعالیت کنی کمک به همنوع باعث شادی می شه
    4) قدر خونواده تو بدون و سعی کن تا جایی که می تونی از نعمتی که داری استفاده کنی
    5) خیلی خوبه که زبان می خونی چون حتی داخل کشورم خیلی به کار میاد می تونی تدریس کنی یا تو یک شرکت با حقوق خوب استخدام شی تور لیدر شی و از این چیزا
    6) توقعت رو از بازار کار بیار پایین ، از کارای کوچیک شروع کن (که کردی) با تواناییهایی که من در تو می بینم رشد می کنی . سعی کن مهارت های مرتبط به کارتم بدست بیاری که زمینه رشد فراهم شه (مثلا کلاس های آموزشی مرتبط).
    7) در مورد خارج شدن از کشور تحقیقاتو انجام بده اگه موقعیت مناسبی پیدا کردی و اصرار داری، با چشم باز اقدام کن نه با این نیت که خارج بهشت برینه (که نیست) بلکه با این نیت که مثلا بری رشد کنی و مثلا کار مناسبی بدست بیاری (یه جور برنامه ریزی برای آینده). احتمالا خودت هم می دونی که زندگی برای یک دختر تنها در خارج از کشور هم راحت نیست. اولش از تنوع ایجاد شده لذت می بری ولی دوباره ممکنه تنهایی بیاد سراغت و افسرده شی
    8) متاسفانه کشور ما در حال گذروندن یک دوران بحرانی در تاریخ خودشه و منم قبول دارم که آمار افسردگی این روزها به خصوص در قشر تحصیل کرده بالاست. ولی این دلیل نمی شه که نا شکر بود به این فکر کن که ممکن بود توی شهری در سومالی، افغانستان یا نیجریه به دنیا اومده باشی و هزارن جای دیگه که بهت قول می دم وضعشون از این جا به مراتب بدتره! یا احتمالا خودت می دونی که کشور سوئیس که یکی از مرفه ترین کشورهای دنیاست همزمان یکی از بالاترین نرخ های خود کشی رو داره ( شاید به دلیل سست بودن خانواده ها و مشکلات عاطفی متعاقبش و ...) ولی خوشبختانه در کشور ما رونق اگر نیست صفا هست! مثلا شما یک خونواده داری خواهر و برادر داری که خیلی نعمت بزرگیه
    9) اصلا به این فکر نکن که قرار نیست ازدواج کنی من با تمام وجود به این رسیدم که تقدیر آدم ها دست خداست گرچه حتا اگر ازدواجم نخواستی بکنی می تونی خیلی زندگی خوبی داشته باشی

    و در آخر بازم تاکید می کنم عزیزم توقعت رو از زندگی بیار پایین که بتونی از چیزای کوچیک لذت ببری. خدا رو به خاطر داشته هات شکر کن که شکر نعمت نعمتت افزون کند. (این ریشه دینی داره ولی از دیدگاه روانشناسی هم خیلی خوب جواب میده آدم شکر گذار با روحیه بهترش، بهترم عمل می کنه)

  15. 3 کاربر از پست مفید mahroo تشکرکرده اند .

    mahroo (شنبه 12 فروردین 91)

  16. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 خرداد 91 [ 13:42]
    تاریخ عضویت
    1390-7-29
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,219
    سطح
    19
    Points: 1,219, Level: 19
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 47 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بلاتکلیفی در زندگی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahroo
    دوست عزیزم

    از مطالبت این احساس بهم دست داد که دختر خیلی قوی هستی دختری مثل تو که نباید به خودش این احساسات مخرب رو راه بده

    من نظرات شخصیمو میگم (آخه من خودم دانشجو دکتری هست خارج از کشور گفتم شاید دیدگاه مشابهی داشته باشیم)

    1) منم موافق دوستان هستم خوشبختی درونیه عزیزم. راهکار من برای شما: فکر می کنم شما لازمه یاد بگیری که از چیزای کوچیکم لذت ببری، برای شاد بودن دنبال بهانه های بزرگ نباش. ما یک عمر تلاش می کنیم که چیزی رو بدست بیاریم که مثلا بهتر زندگی کنیم ولی از خود بهتر زندگی کردن وا میمونیم (مثال: خیلی آفرین داره که پایان نامتو 20 شدی کم چیزی نیست)
    2) خوبه به دنبال دوستای بیشتر و متنوع تری باشی که از بودن با هاشون لذت ببری
    3) اگه می تونی یک راهی پیدا کن که در یک سری کارهای خیریه فعالیت کنی کمک به همنوع باعث شادی می شه
    4) قدر خونواده تو بدون و سعی کن تا جایی که می تونی از نعمتی که داری استفاده کنی
    5) خیلی خوبه که زبان می خونی چون حتی داخل کشورم خیلی به کار میاد می تونی تدریس کنی یا تو یک شرکت با حقوق خوب استخدام شی تور لیدر شی و از این چیزا
    6) توقعت رو از بازار کار بیار پایین ، از کارای کوچیک شروع کن (که کردی) با تواناییهایی که من در تو می بینم رشد می کنی . سعی کن مهارت های مرتبط به کارتم بدست بیاری که زمینه رشد فراهم شه (مثلا کلاس های آموزشی مرتبط).
    7) در مورد خارج شدن از کشور تحقیقاتو انجام بده اگه موقعیت مناسبی پیدا کردی و اصرار داری، با چشم باز اقدام کن نه با این نیت که خارج بهشت برینه (که نیست) بلکه با این نیت که مثلا بری رشد کنی و مثلا کار مناسبی بدست بیاری (یه جور برنامه ریزی برای آینده). احتمالا خودت هم می دونی که زندگی برای یک دختر تنها در خارج از کشور هم راحت نیست. اولش از تنوع ایجاد شده لذت می بری ولی دوباره ممکنه تنهایی بیاد سراغت و افسرده شی
    8) متاسفانه کشور ما در حال گذروندن یک دوران بحرانی در تاریخ خودشه و منم قبول دارم که آمار افسردگی این روزها به خصوص در قشر تحصیل کرده بالاست. ولی این دلیل نمی شه که نا شکر بود به این فکر کن که ممکن بود توی شهری در سومالی، افغانستان یا نیجریه به دنیا اومده باشی و هزارن جای دیگه که بهت قول می دم وضعشون از این جا به مراتب بدتره! یا احتمالا خودت می دونی که کشور سوئیس که یکی از مرفه ترین کشورهای دنیاست همزمان یکی از بالاترین نرخ های خود کشی رو داره ( شاید به دلیل سست بودن خانواده ها و مشکلات عاطفی متعاقبش و ...) ولی خوشبختانه در کشور ما رونق اگر نیست صفا هست! مثلا شما یک خونواده داری خواهر و برادر داری که خیلی نعمت بزرگیه
    9) اصلا به این فکر نکن که قرار نیست ازدواج کنی من با تمام وجود به این رسیدم که تقدیر آدم ها دست خداست گرچه حتا اگر ازدواجم نخواستی بکنی می تونی خیلی زندگی خوبی داشته باشی

    و در آخر بازم تاکید می کنم عزیزم توقعت رو از زندگی بیار پایین که بتونی از چیزای کوچیک لذت ببری. خدا رو به خاطر داشته هات شکر کن که شکر نعمت نعمتت افزون کند. (این ریشه دینی داره ولی از دیدگاه روانشناسی هم خیلی خوب جواب میده آدم شکر گذار با روحیه بهترش، بهترم عمل می کنه)
    برای اولین بار حس می کنم تو این سایت منظورم رو کسی متوجه شد!mahroo ی عزیز ممنونم از اینکه منو درک کردی
    امیدوارم که از حرفات استفاده کنم
    پرینتش میکنم هر موقع حس کردم یکیشو انجام دادم هر روز تیک میزنم، میام اینجا بهت خبر میدم امیدوارم اوضاع و حالم بهتر بشه.
    مرسی گل دختر

  17. کاربر روبرو از پست مفید masy13 تشکرکرده است .

    masy13 (یکشنبه 13 فروردین 91)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.