یه دختر که چند تا دوست پسر داره تو سن 20 سالگی!چرا؟
جالب این که اذیتم میشه ولی بازم دنبالشه،تا حالا این سوالو از خودت پرسیدی ،اصلا تا حالا خودتو جای خواهرت گذاشتی؟
دختر خوب قرار نیست تجربه داشته باشی تا اونو راهنمایی کنی شما خودت ،وقتی یکی میگه دروغ نگو ،در حال که خودش آدمه دروغگوییه به حرفش گوش میدی ؟نه !مسلما گوش نمیدی
شما درک درستی از رفتارش داری وگرنه نمی گفتی که این روابط براش خطرناکه ،و اگه درکه درستی نداری پس چه جوری می تونی به خواهرت کمک کنی ! در واقع شما نباید نقش مادرانه یا معلمانه به خودت بگیری تنها خودت باش خواهر و دوست این جوری بهتر میتونی خواهرتو درک کنی و اون هم بیشتر روی تو حساب باز کنه. بچه ها از کمبود محبت و توجه و اعتماد به نفس ،حرف زدن ،فکر کنم دیگه حرفی برا گفتن نمونه.
به نظرم باهاش حرف بزن نه طوری که فکر کنه تو عاقل تری بهتر میدونی نه !یه جوری زیرکانه خواهرتو به حرف بکشون نزار زیاد درباره ی دوست پسراش باهات حرف بزنه این اونو گستاخ میکنه و تشویق به این که پس زیادم مهم نیست ،همین جا وایسیم جمله زیادم مهم نیست فکر کنم دقیقا خواهرت این عقیده رو پیدا کرده که زیادم مهم نیستا دوستی با پسر و این که منتظره تا ضربه نهایی رو بخوره یه جورایی با خودشم لجبازی میکنه ،پس این قضیه رو براش مهم کن، نزار این قضیه براش عادی تر بشه ، نه جوری که اون بهت حمله کنه و دوباره لجبازی کنه ،سرزنشش نکن دختر خوب لوسشم نکن بزار بزرگ شه یه خرده با جسارت و محکم تر باهاش برخورد کن بزار تو رو جدی بگیره و بفهمه که از خواهر ضربه خوردن خیلی بهتره ،پس ضربه نهایی رو تو بهش بزن.
این که از این شاخه به اون شاخه میپره و هیچ کدومو دنبال نمیکنه نشون میده سرگردونه ،کمکش کن تا بتونه دنبال چیزی بره که اونو به هدفش برسونه و نزدیک کنه تا از ادامه دانش لذت ببره.
و یه چیزه دیگه تورو خدا نزار چت کنه چه برسه با اونا قرارم بزاره ،میتونم بگم بدترین روش برا از بین بردن خودشه.میدونی این دوستی ها و چت کردن ها برا خواهر شما جنبه تفریح پیدا کرده و داره یه جورایی به این ها معتاد میشه ،یه ادمه معتادو که یه شبه ترک نمیدن ،اصلا شدنی نیست،پس به قول معروف گاماس گاماس
اول از خودش باهاش حرف بزن بزار خودشو بشناسه الان خودشو دسته کم گرفته نیاز داره اون پسرا تاییدش کنن اونایی که خودشونم نمیدونم کی ان بهش بگو برا تایید گرفتن بره سراغ از خودش بالا تر و بهتر
دوم حالا داره کم کم عاقل میشه بهش ایمان داشته باش که میتونه خودشو تغییر بده و این حسو بهش منتقل کن ، و این که اصلا خواهر شما از اول کمی اعتماد به نفس داشته و کم کم با دوستی با اون پسرا این ویژگی رو از دست داده پس تو بهش کمک کن تا دوباره اون ویژگی رو تقویت کنه
سوم از خطرات و اتفاقای بدی که به عینه در اطراف میوفته باهاش حرف بزن از این که ته خط تو میمونی و یه دله شکسته درست مثل ریتم همه اهنگ های غمگین و جوری رفتار کن که متوجه اش کنی که میدونی که اون از این نتیجه خبر داره و تو داری یاداوری میکنی.
چهارم بهش فرصت بده تا خودشو تغییر بده و کمکش کن و تو این راه همراهیش کن
این تنها نظر شخصیه منه درست و غلط شو نمیدونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)