من فک میکنم حرفامو درست انتقال نمیدم که شما اینطوری بد برداشت میکنید!اول می گفت خودخواهی،اگر جدا بشیم خاستگاری نمیام
اون اولش گفت خودخواه چونکه داشتم اصرار میکردم هرچه زودتر بیاد خواستگاری ولو اینکه شرایطش جور نباشه! ضمنا اون نگفته بود اگه رابطه نباشه به خواستگاری نمیاد!
آها و راستی من بهش گفتم در صورتی رابطهمون میتونست به شناخت خوب و مفید منجر بشه که احساسات توش نباشه و اون حرف آخرو به خاطر این زد.ضمنا چرا نباید باشه؟ باید باشه! مگه حق داره نباشه؟ قول داده!
اون میدونه من سنگدل تر و کله شق تر و مغرورتر از اونی هستم که برگردم چونکه همون اولش با هزارتا بدبختی راضی شدم باش رابطه داشته باشم و با کلی ترس و نگرانی مطرح کرده بود چونکه میدونست من چقد مغرور و دماغ سر بالام و اگه رگ بی احساسیم بزنه به سرم دیگه تبدیل به سنگ میشم!









علاقه مندی ها (Bookmarks)