[align=justify]سرشار جان
تاوقتی نخوای هیچکس نمیتونه به شما کمکی بکنه، بجز خودت. خودتم که ظاهرا فقط این دورباطل را ادامه میدی!
از همین فضای مجازی و وبلاگها گرفته تا زندگی روزمره خودمون به جرات میگم مثلا از 10 تا وبلاگی که مختص به دختراست (میگم دخترا چون معمولا دخترها دیرتر و سخت تر از پسرا از یه رابطه عاطفی که تموم میشه بیرون میان)، 8 تای اونها با موضوعیت عشق، تنهایی و درکل پر از یه مشت پراکنده گوئیهای عشق و عاشقیه و پر از عکسهای دختری که روی طاقچه نشسته و به شیشه تکیه داده و گریه میکنه، یا روی نیمکت پارک زیر بارون، دراز کشیده و یا عکسهای لوس و مبتذل معاشقه و پر از حرفهای مایوس کننده و پوچ....
آدمهایی که هیچ دغدغه ای ندارن و درعین خودخواهی فقط به اتفاق بی مزه زندگی خودشون افسوس میخورن و لفظ "دیگری" براشون غیر قابل درک شده... (فکرنمیکنم شما جزو این دسته باشی اما اگه همینطور ادامه بدی.... نمیگم زمان چون برای شروع هر زمانی خوبه اما احتمالا فرصت هاتو از دست میدی!)
همه این چیزایی که تعریف میکنی مربوط به گذشته ست. مهم اینه که الان چکار میکنی؟
باوجود تموم این چیزایی که گفتی هیچکدوم از اون کارهائیکه توی گذشته میکردی نتونسته بهت درحال حاضر کمک کنه و منظور منم از شکوفائی همین بود نه اینکه در گذشته چکارایی میکردی و نمیکردی. اینکه خودت چی بودی و چی هستی؟
در مورد تصمیم و فکرکردن برای ازدواج فقط یه پیشنهاد بهت میدم، اول خودتو پیدا کن، بعد دنبال نیمه ی گمشدت بگرد. ازدواج جایگزین کردن یکی که تمام خلاء های مارو پرکنه و احساسات سرگشته مارو سروسامون بده نیست!
که مطمئنا اینو خودتم میدونی.
من که فکرنمیکنم چیزی جز اون پسرو از دست داده باشی. تموم اون توانائیهات سرجاشونه منتها اگه بخوای ازشون استفاده کنی.
چیزیکه مارو تو زندگی پیش میبره و سوخت اصلی ما اشتیاق ماست. اگر انسان همت نکنه و اشتیاق نداشته باشه هزار تا وسیله هم براش فراهم بشه جایی نمیره اما اگه اشتیاق داشته باشه بالاخره هرطور باشه خودشو میرسونه به هدفش. یعنی اون مادیت و جسم انسان با اشتیاق حرکت میکنه، درغیر اینصورت بدون اون کاری انجام نمیده. ما مثه ماشین نیستیم که برای حرکت فقط کالری یا سوخت در ما بزارن، کالری اصلی انسان همون شور و اشتیاقشه.[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)