سلام به همه ی اونهایی که این نوشته رو می خونن، و حتی اونایی که نمیخونن:)
من میخوام دوباره شروع کنم![]()
دیشب تا صبح نخوابیدم،خیلی غمگین بودم، فکر میکردم "نه من درست میشم،نه نامزدم کاری میکنه اوضاع بهتر شه، نه خانوادش مهبونتر میشن،اصلا من آخر آدم بدبختم،این دعواها باعث میشه ازم فرار کنه....." خلاصه تا صبح منفی بافتم صبحم به محض پاشدن بی دلیل شروع کردم به گریه و ....
نمی دونم چی شد، یهو یاد مرثیه خوانی احساسی افتادم، یاد اون همه مقاله که در عرض یه ماه قبل خوندم، یاد همه ی تاپیک ها و مطالبی که اینجا خوندم و بعدتحولی عظیم ایجاد شد.
به خودم گفتم اگر الان سعی کنی اون توصیه ها رو عمل کنی کاری کردی وگرنه خوندن خالی که فایده نداره. دیدم من بازم دارم ننه من غریبم درمیارم،دارم الکی جا میزنم،دارم راحت ترین راه رو انتخاب میکنم: " غرزدن و نق زدن و تسلیم شدن و فرار کردن" ولی لیاقت من، لیاقت همه ی آدمها بیشتر از اینه پس می خوام براش بجتگم. برای عوض کردن خودم. برام دعا کنیدو کمکم کنید با راهنماییهاتون
![]()
من میخوام خودم رو عوض کنم تا ثابت کنم لیاقت بهترین ها رو دارم،مطمئنم نامزدم با دیدن تغییرات من واسه همراهی انگیزه پیدا میکنه، اگرم نکرد مهم نیست،من کمکش میکنم![]()
امروز یه جورایی خیلی انرژی دارم. نمی دونم تا کی اینجوری میمونم فقط میدونم فعلا که اینجوریم باید بیشترین استفاده رو بکنم. با نشستن و غر زدن کاری درست نمیشه.
از همه ی دوستان تالار همدردی ممنونم حتی اونایی که اصلا پست منو نخوندن.مال بقیه رو که خوندن و نظر دادن،خب منم از همونا استفاده میکنم
برام دعا کنید که بتونم خودم رو اصلاح کنم: اولین گام----کم کردن بدبینی و پرتوقعی
![]()






تحولی عظیم ایجاد شد.
و کمکم کنید با راهنماییهاتون
برام دعا کنید که بتونم خودم رو اصلاح کنم: اولین گام----کم کردن بدبینی و پرتوقعی

اما من سکوت کردم(لاقل تمرین کردم کمی صبورتر باشم). الان هم اون رفته پبش خانوادش و من طبق معمول شاکی ام. در این شرایط که همدیگه رو به زور ماهی یه بار میبینیم دوست داشتم ازین فرصت هم برای دیدن من استفاده میکرد. اما دارم مدام به خودم تکرار میکنم این خودخواهیه و عشق و علاقه با خودخواهی تناسبی نداره
دعا کنین تا شنبه که از اونجا برمیگرده(البته نه پیش من
:
بهار جان باید سعی کنی کمتر اشتباه کنی.اینو بدون باید زودتر خودتو جمو جور کنی.همیشه برای جبران اشتباه وقت نیست
اما چند نکته ی کوچک: متاسفانه عنوان اولیه تاپیک من چندان همخوانی با مشکلم نداشت،در واقع "تردید به همه چیز" عنوان بهتری محسوب میشد. و من با نگاه نسبتاً مناسبی به تاپیک های تالار و خواندن بخشی از آنها به مورد مشابهی برخورد نکردم. بعلاوه ممکن است عنوان مشکلات شبیه به هم باشند اما بازهم بسته به شخصیت افرادِ درگیر، وجهه ی متفاوتی به خود میگیرند بنابراین مطرح شدن مجدد آنان از سوی افراد مختلف را نباید سرزنش نمود
دقیقا همیشه میترسم اشتباهی کنم که باعث شود آنهایی که دوستم دارند ترکم کنند حتی در این تالار هم در هر لحظه چنین احساسی دارم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)