[align=justify]ممنونم دوستاي گلم
راستش آره چندسال پيش (يعني شايد 10 سال پيش) يه دختري رو دوست داشت اما اون موقع شرايط ازدواجش فراهم نبود.حتي به خواستگاريش هم رفتيم ولي جور نشد بعد چندماه دختره ازدواج كرد و رفت يه شهر ديگه و ما فكركرديم همه چي تموم شده.
تااينكه چندوقت پيش كه قضيه ازدواجش تو خونه مطرح شد گفت كه من به غير از اون دختره به كسه ديگه اي نمي تونم فكركنم.
ميدونين آخه اون واسه من خيلي زحمت كشيده هميشه هركاري ازش خواستم برام انجام داده و يه بارم منت نذاشته.
ميخام كمكش كنم هرجوري شده .آخه اون شب از خودم بدم اومد اينكه من براش خواهر خوبي نبودم؟عذاب وجدان دارم.[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)