خب مینا جون بعضی مردها همینن بالا بریم پایین بیاییم در مقابل این حرفا از خانواده جبهه می گیرن. نمونه اش هم شوهر من که مادرش رو یک زن فداکار و نمونه می دونه که مثل اون کسی پیدا نمی شه در حالیکه اصلاً اینطور نیست به خدا لااقل من به شخصه که هیچ فداکاری ای از ایشون ندیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!اما به این نتیجه رسیدم تحت هیچ شرایطی حتی اگرم داشتم می ترکیدم از مامانش و خانواده اش چیزی بهش نگم چون اونطوری منم بیشتر تحریک میشم و میشم مثل شما متنفر از خانواده شوهر. همه رو بیا اینجا بگو هر رفتار بدی که می بینی که ما دلداریت بدیم و بگیم راست می گی و تو حق داری(البته بگو هدفت اینه که آروم بشی فقط و درد و دلی کرده باشی تا دیگه اونموقع نصیحتت نکنیم) پس دیگه اصلاً اصلاً با شوهرت راجع به خانواده اش حرف نزن جز اینکه خوبی هاشون رو بگی(نترس پر رو نمیشه بیشتر هم عاشقت میشه و میاد طرف تو
)
البته مینا جون به شرطی دلداریت میدیم که با افکار منفی نیومده باشی و خودت رو کاملاً اصلاح کرده باشی:-)
شب یلدای خیلی خیلی خوبی در کنار خانواده شوهرت داشته باشی و بهت خیلی خوش بگذره. اون هدیه یا دسته گل هم که بهر غمگین عزیز گفتن هم ایده بسیار بسیار جالبیه حتماً انجامش بده. به شوهرتم بعد از شب یلدا بگو بیا یک برنامه داشته باشیم امسال که خونه مامان تو بودیم سال دیگه خونه مامان من باشیم که دل همه رو بدست بیاریم. یا می تونیم چند ساعت اینجا باشیم و چند ساعت اونجا.حالا به نظرت کدوم راه بهتره؟
راستی گاهی همون چیزای زشتی که برات خریدن رو جلوی خودشون استفاده کن تا خوشحال بشن یک قدم تو بردار تا اونا هم بیان جلو. فکر کن واسه یکی از دوستات چیزایی بگیری و اون هیچ کدومشون رو حتی جلوی تو استفاده نکنه، این به نظر من دقیقاً یک نوع بی احترامیه که شما متأسفانه انجامش می دی. اونا شاید سلیقه شون اینطوری بوده شما که نباید از سلیقه بدشون هم دلخور بشی. تازه اونا برات سال بعدشم دوباره یک بلوز آوردن در حالیکه دیگه نیاز نبود(منم امسال دومین یلداییه که عقدم اما هیچ برنامه ای برای امسال من ندارن) و فقط سال اول معمولاً می برن. این یعنی احترام به شما که برای دومین سال هم براتون هدیه ای آوردن. ببینید مادر شوهرتون خیلی خواسته به شما نزدیک بشه اما شما هی دفعش می کنید. یک نمونه اش همین کارا. فکر کن اگر تو هی به یکی محبت کنی و اون هی واست کلاس بذاره و تو رو از خودش دفع کنه چه حسی بهت دست میده؟ جوابش همون حسیه که الان مادر شوهرتون داره. تازه فکر کنید اون یک مادره و پسرش رو که کلی براش زحمت کشیده رو دو دستی تقدیم شما کرده شما باید قدر دان ایشون باشید و کلی دست و دلشون رو ببرید و خیلی بیشتر باید جواب محبتاشون رو بدید. هر از گاهی حتی ازش تشکر کنید واسه پسر خوبی که تربیت کرده که الان یک همسر خوب برای شماست.







) پس دیگه اصلاً اصلاً با شوهرت راجع به خانواده اش حرف نزن جز اینکه خوبی هاشون رو بگی(نترس پر رو نمیشه بیشتر هم عاشقت میشه و میاد طرف تو

علاقه مندی ها (Bookmarks)