]آفت زندگیه از خودتون دورس ش کنین!!!!!!!!!!
به همسرتون فکر کنین... خودتونو جای اون بزارین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تشکرشده 12 در 4 پست
]آفت زندگیه از خودتون دورس ش کنین!!!!!!!!!!
به همسرتون فکر کنین... خودتونو جای اون بزارین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
mdmom (پنجشنبه 24 آذر 90)
تشکرشده 90 در 28 پست
سلام
همه گفتني ها رو دوستان مهربون و دلسوز عزيز تا حالا گفتن.من فكر ميكنم شما اصلا خودتون هم نمي دونيد دنبال چي هستيد.خودتون جواب سوالهاتونو مي دونيد.نوع عشق ورزي به كسي كه شريك زندگيتونه با كس ديگه قطعا بايد فرق داشته باشه.خلاصه بگم برادر يه چرخي توي همين سايت بزن و سرنوشت افراد مشابه خودتو بخون.تا دير نشده از اين وضع خودتونو نجات بدين.عمر آدما كفاف كسب همه تجربه ها رو نميده و بايد گاهي از سرنوشت بقيه عبرت بگيريم.
با آرزوي موفقيت![]()
setareh soheil (جمعه 28 بهمن 90)
تشکرشده 7 در 4 پست
سلام اقای دوستی عزیز
به جون هرکی که تواین دنیادوسش دارید ازتون خواهش میکنم دوراون خانومو درهرصورتی که خودتون میدونیدخط قرمزبکشید من بجای خانومتون باشم دیوونه میشم حتی نمی خوام لحضه ای تو این دنیازندگی کنم.
تمنا میکنم داداش گلم...تموش کنید...
pante a (چهارشنبه 17 اسفند 90)
تشکرشده 2 در 2 پست
من واقعا پشیمون شدم که چرا اینم مطلب رو اینجا نوشتم چون می بینم که خیلی از افراد مخصوصا اعضای فعال بجای راهنمایی سریع روی آدم قضاوت می کنن و ابا ندارن اگه طرف رو خائن ، ضعیف و بی اراده بخونن وقعا برای این برخورد متاسفم راهنمایی های روتین رو خودم بلدم فقط از یه جا کپی پیست شدن و معدودی هم صادقانه قصد کمک داشتن اما در هر حال نتیجه نداد بیشتر دوست داشتم با یکی درد دل کنم که گویا اینجا جاش نیست اینقدر تو خودم می بینم که هر زمان بخوام کاری رو انجام بدم بتونم اما حرف این بود که قانع کردن خودم رو بلد نیستم شما حرف از خیلی چیزها می زنید که نمی دونید در شرایط من نیستید و بازخوردهای زندگی منو ندارید پس لطفا بی جهت نگید همسر من چه طوریه وقتی خیلی وقت ها جوابی که باید رو ازش نمی گیرم
من دیگه به این نتیجه رسیدم که هیچ کی تو این دنیا درد آدم رو نمی دونه حتی همسرم حنی اون خانم حتی شمایی که ادعا مشاوره و رفاقت دارید و متاسفم که در این شرایط زندگی می کنم
ما مرد ها تا دهمون رو باز می کنیم انتقاد کنیم برچسب هوسران و دله بهمون می خوره اما خانم ها هرجا بشینن و هر چی می خوان پشت سر و حتی جلوی روی ما بگن حق دارن و همه براشون دل می سوزنن
dosti (جمعه 25 آذر 90)
تشکرشده 284 در 111 پست
سلام
به نظر من اگه خواسته هایی از همسرتون دارید و جوابی ازش نمیگیرید باید دنبال این باشید که چطور این خواسته ها رو به نحوی به همسرتون بیان کنید که جواب مناسبی بگیرید و برای این هم باید زمان صرف کنید .
یکمی بیشتر مطالعه کنید . زمانی رو که شما برای این شناخت صرف میکنید ، مطمئن باشید نتیجه بهتری دریافت میکنید از اینکه بخواهید خودتونو درگیر یه رابطه سطحی بکنید .
توی همین سایت هم مقالات جالبی در همین زمینه میتونید پیدا کنید .
تنها راه حل مشکلتون فقط همینه که کیفیت زندگی مشترکتون رو بالاتر ببرید .
matin_alone (جمعه 25 آذر 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
دوست عزیز انقد ناراحت نشید.هیچ ادمی بدون خطا و اشتباه نیست.ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم.کسی نمیخواد به شما برچسب بزنه.و ما از پشت کامپیوتر نمیتونیم شما و زندگیتون رو ببینیم.تنها کاری که میتونیم اینه که تمام احتمالات رو بهتون یاداوری کنیم.نوشته اصلی توسط dosti
حرف خودت نشون میده از زندگی با همسرت رضایت کامل نداری.اما برای هر مشکلی راه حلی هست.اول مثل یه پزشک باید درد رو درست تشخیص بدی بعد درمان.
ادما کاری که انجام میدن یا به صلاحشونه یا به نفعشون.یاد این خانوم یا فراموش نکردنش چه مصلحت یا منفعتی برای شخص شما (بدون در نظر گرفتن زنت) داره؟
بهتره پست قبلیم رو دوباره بخونی و به سوالم جواب بدی.
یک دلیل بیار که چرا نباید فراموشش کنی؟
بودنش چه حسنی برات داره؟
بهار.زندگی (جمعه 06 مرداد 91)
تشکرشده 401 در 117 پست
برادر گرامی در مورد اینکه چجوری خودتو قانع کنی فکر می کنم به این صورت که به خودت اجازه این کارو نده توضیح
ما از سه بخش تشکیل شدیم بالغ والد کودک شما ببین بالغت بهت چی می گه ایا این کارت درسته و باز ببین ایا این خواسته از کودکت نیست یه مثال می زنم که منظورمو متوجه بشی و ناراحت نشی
مثلا صبح ها بعضی موقها ادم دلش نمی خواد بلند بشه و بره سر کار این خواسته کودک ماست اما بالغمون یه نهیب میزنه و بلند میشه
به نظرم خواسته های احساسی نابجا برا کودک ماست
لطفا به کودکت که ناراحته این اجازه رو نده و مطالعاتو بیشتر کن در روابطت با همسرت بیشتر وقت بزار
این اجازه رو به خودت نده .
ایا به نظر خودتون که تو زندگیتون مشکل دارید ادم با بوجود اوردن یه مشکل دیگه مشکلشو حل میکنه . نظراتم شخصی می باشد اگر ناراحت شدید قبلش معذرت .
جان سخت (دوشنبه 28 آذر 90)
تشکرشده 0 در 0 پست
برادر محترم اگر بتوانی که دوست داشتن فرد مورد علاقه رو فقط در یک حدی که نه در روابط با همسرت مشکلی ایجاد شود و این دوست داشتن باعث نشود که شما با خانم مذکور رابطه ای داشته باشی به نظر من اشکالی ندارد.هر کسی میتواند یه نفر دیگررو دوست داشته باشد ولی خیلی جالبه که میدونید که با ان خانوم نمیتونین رابطه داشته باشین.آيا به داشتن رابطه با اون خانوم هم فکر میکنید اگر روزی فکر کنید که با اون خانوم میتونید رابطه داشته باشین رابطه ایجاد میکنید؟ویا حتی ازدواج میکنید؟
االبته این دوست داشتن ها زود گذره.چند وقته که به ایشون علاقه مندید؟
من فکر میکنم که خیلی زود علاقه ی خود را به اون خانم از دست میدهید.چون خودتون هم میدونید که بهش نمیرسی.آیا احساس میکنید که ایشون به شما علاقه دارن؟
فقط همین مورد بوده؟این احساس رو قبلا نسبت به کسی دیگر هم داشتید؟
تشکرشده 24 در 18 پست
سلام برادر عزیزم
نمیدانم میای باز جواب پستات بخونی یا نه اما من و نظرم اینه که هر ادمی میتونه دوست های خوبی در کنار زندگیش داشته باشه جنسیت دوست مهم نیست مهم اینه که دوست خوب بتونه زمانی که تو فانوس زندگیت گم کردی کمکت کنه و پیداش کنی.
ببین من اعتقادم و با توجه به ان چیزهای که پیرامون انسانها میبینم اینه که یک فردی که وارد زندگی مشترک میشه بی دلیل دنبال کسی دیگه نمیره من بر خلاف دیگران میگم بشین اول دلیلت از اینکار با خودت مشخص کن ببین چرا این خانم بهت ارامش میده و بعد ارتباط خودتون مدیریت کن و همان نوع ارتباط با همسرت داشته باش ببین از کدام جواب بهتر و بیشتری میگیری اگر همسرت حساس نیست میتونی باب این دوستی به همسرت هم منتقل کنی که البته با سختی و مشگلات خودش همراه اما اگر دوستی سالم و پاکی باشه شدنی دقیقا مثل دوستی های در دانشگاه که همکلاسی ها با هم دارند من مطمئنم که بعد از مدتی خودتان سرد میشوید
موفق و مؤید باشید از بچه های تالار هم ناراحت نشوید انها به عینه همراه های خوب و قابل اعتماد هستند![]()
تشکرشده 658 در 179 پست
[align=justify]توی تالار کسانی بودن که مشابه مشکل شمارو داشتن
لینکشونو براتون میزارم
ازدواج دوم با وجود داشتن یک همسر
دوباره چرا؟
البته شاید بگید اینا مربوط به ازدواج دوم هست و به مشکل من مربوط نمیشه اما این موارد هم از همین علاقه ها شروع شده و به اینجا رسیده، باتوجه به علاقه ای که در شما بوجود اومده و میگید نمیتونید فراموش کنید بعید نیست اگر همینطور پیش برید چند وقت دیگه به شرایط مشابه این تاپیک ها برسید.
هیچ علاقه ای خودبه خود بوجود نمیاد (که اگر اینطور باشه یه احساس کاذب بیشتر نیست) و یه علتی داره، شما فاعل این علاقه هستین پس منفعلانه برخورد نکنین، طوری وانمود یا تلقین به خودتون نکنید که نمیتونم فراموشش کنم، کسی نیومده این علاقه را به شما تقدیم کنه شما با اراده خودتون علاقه مند شدین پس از همون اراده آزادتون در جهت یافتن علت و حل مسئله پیش اومده استفاده کنید. [/align]
pk1365 (شنبه 26 آذر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)