سلام
اول باید تکلیف خودت رو توی این موضوع روشن کنی که ایا به دنبال مقابله به مثل هستی یا حتی در سطح پایین تر اون دنبال ساکت کردن طرف مقابل هستی و اینکه از این حوضوع دست بردارد
و یا اینکه دنبال رهایی از کل موضوع هستی
به نظر من شما نمیتونید رفتار اون شخص رو تغییر بدید.تغییر رفتار شخص بسیار سخت خواهد بود.احتمالا شخص مورد نظر نسبت به جایگاه اجتماعی شما دچار حسادت و یا ... است و یا مشکلی از نظر رفتاری داره که دنبال یه نوع برتری طلبی هست حداقل در مقابل شما.تغییر رفتار اون ممکن نیست اصولا تغییر رفتار افراد در سن بالا مشکل به نظر میرسه مگر در موارد خاص و موقعیتهای بسیار نادر.مقابله به مثل هم نیاز به یافتن نقاط ضعف طرف داره.و کار کردن بر روی اون نقاط ضعف.مثل یک جنگ میمونه اما این یکی از نوع خاصیه.به نظرم شما که هر دو روز یکبار اونو میبینی بهتره توی جمع باهاش مقابله نکنی.در جمع کاملا رفتاری مبادی اداب داشته باش اما پشت تلفن یا خصوصی حسابی روی نقاط ضعفش کار کن.ذهنش رو خراب کن.ببین روی چه حرفهایی حساسه دست بذار روی نقطه حساس.شاید عکس العملی در ظاهر نشون نده اما مداومت در کار بهت ثابت میکنه که داره منفجر میشه.انفجار روحی و روانی باعث میشه که عکس العمل نامناسبی انجام بده و این به نفع تو خواهد شد.به شرطی که ازش استفاده کنی.البته اون هم ساکت نمیشینه و باهات مقابله به مثل میکنه که اگه توی جمع بهت حرفی بزنه به نظرم بهتره واسه تو چون ظاهر امر رو به نفع تو تغییر میده.سعی کن از راه عمل و نه از راه مباحثه و مجادله برنده بشی.مثل دوست تظاهر کن اما مثل جاسوس عمل کن. کاملا خردش کن
باید با یک مهندس نرم افزار حرف بزنی و کامنتهای اونو تا زمان تایید شما روی سایت ظاهر نشه
(بعضی سایتها هستن مثل رادیو فردا تا کامنت توسط ادمین تایید نشه روی سایت قرار نمیگیره)
اگه هم یک ایمیل از اون گیر بیاری مثلا از طریق ثبت نام در وبلاگ... بهتر میشه جوابشو بدی.
این یک روش تهاجمیه
اما یک طرف دیگه خود شما هستید.بنظرم شما تا حد زیادی ادم وابسته ای هستید به دیگران.نیاز به تایید اونها دارید.اگه تاییدت نکنن دنبال راه چاره هستید ذهنتون درگیر میشه.هیچ کسی کامل نیست.همه رو هم نمیشه راضی کرد.شاید دانش آموزانت هم بدونن که شما خوشتون میاد از تعریف و تمجید.البته کی رو میشه پیدا کرد که خوشش نیاد از تمجید اما سعی کن رفتارت رو تا حد مناسبی تعدیل کنی طوری که وابسته به نظرات دیگران نباشی اون رفیق تو هم میدونه که با این حرفها میتونه ذهنت رو خراب کنه.به نظرم در اولین اقدام سعی کن حرفهاش رو قبل خوندن پاک کنی تا ذهنت درگیر مسایل جدید نشه و به مرور شاهراه اقدامات اونو مسدود کنی.اون مجبور میشه راه جدید پیدا کنه .اگه هم نمیتونی جلوی خوندن خودت رو بگیری پس اجازه نده روی وبلاگت ظاهر بشه.شما نسبت به اون مستقل نیستی.به تایید اون تا حدی نیاز داری استقلال عمل داشته باش حداقل در ظاهر.اینکه اطرافیان در مورد چه فکری میکنند تا حدی مهمه.اما شما این موضوع خیلی واست اهمیت داره سعی کن این تمایل خودتو کنترل کنی.شاید رفتار تو کاملا منطقی باشه اما سوء نیت یا حتی برداشت نادرست یا کج فهمی دیگران(عمد یا غیر عمد) باعث بشه که مورد سرزنش قرار بگیری پس بهتره زیاد اهمیتی ندی.
حالا شما دارید تدریس میکنید وقتی طرف به شما میگه 4 تا کتاب خوندی فکر نکن علامه دهر شدی شاید اون میدونه که شما نسبت به کارتون حساسید و اهمیت زیادی به سطح کیفی تدریستون دارید این خیلی خوبه که شما اهمیت میدید شما هم منطقی فکر کن ایا تصور کردید علامه شدید؟ مطمئنا اینطور فکر نکردید پس خیلی به حرفش اهمیت نده.همیشه ادمایی هستن که دنبال ضربه زدن هستند گاهی ضربه میخوری اما باید بلند شد گاهی هم شکست رو باید تجربه کرد اکثر مواقع هم باید اهمیت نداد اگه بخوای همه رو قانع کنی نهایتا نا امید میشی.
حرف زیاده...
این فقط تصور من از کل موضوعی بود که گفتید.بهترین اقدام رو با فکر منطقی و در ارامش انتخاب کن
1390/09/17
این یه راه حل بود واسه درگیری و مقابله به مثل.








علاقه مندی ها (Bookmarks)