ممنون از لطف همتون
بله خدا رو شکر دخترم صحیح و سالم دنیا اومد. خیلی سخت بود که شوهرم پیشم نبود همین الانشم سخته برام. شوهرم همون شب بهم زنگ زد هر روز زنگ زده و جویای احوالم شده. گیر میداد که عکس دخترمنو براش بفرستم،منم عکسای که تازه دنیا یومد بود رو فرستادم، و خیلی راحت زنگ زد و بهم گفت خیلی بیریخت هست بچه. یک آدم بیشعوری هست که هیچوقت فکر نمیکردم در مورد بچهٔ که یک ساعت دنیا اومده اینجوری نظر بده.
این روزا فقط به بچه میرسمو گریههای خودم، دلم میسوزه از اینکه پدرسج نیست که بغلش کنه و اینجوری هم نظر داده در موردش. دخترم خیلییی معصومه و ناز نمیدونم چطور دلش اومد که اینجوری نظر بده در موردش. حالم خیلی گرفتست.
بنظرتون اصلا این مرد لیاقت محبت کردن رو داره؟ ازش بدم اومده،دلم میخواد بکشمش واقعا.
خانوادش بهم زنگ نزده بودن اصلا تا دیروز که من به شوهرم گفتم خیلی ناراحتم از دستشون دخترت ۱۰ روز دنیا اومده همه زنگ زدن الا خانوادهٔ تو، ساکت بود و گوش میکرد. تا اینکه دیشب خانوادش بهم زنگ زدن. امروز شوهرم پرسید خانوادم زنگ زدن بهت، گفتم آره!! ( به نظرتون این خودش نشونهٔ یه علاقهٔ کوچیک (خیلی کوچیک) نیست که بخاطر من به خانوادش گفت؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)