یکی از مشکلاتم دقیقا همینی هست که قبلا اشاره کردم و شما هم نوشتید.
در رابطه با مسائل جنسی مشکلاتم اینه:
1- اولین بار در شرایط روحی بدی اتفاق افتاد طوری که حتی روی روابط بعدی هم تاثیر میذاشت و باعث ناراحتی و رفتن توی خودم میشد. ناراحت میشدم از اینکه این کارو دوباره انجام دادم. چون احساس میکردم این رابطه باعت صدمه دیدن عشقم شده و میشه.
2- ایده آلم الان اینه که رابطه جنسی رو بعد از ازدواج باید تجربه میکردیم چون فکر میکنم توی استحکام رابطه نقش مثبتی واقعا داره. همچنین از عواقب این رابطه بع د از ازدواج و فکرای مزاحمی که بعضا به ذهنم خطور میکنه نگرانم و احساس میکنم اگه برم توی زندگی ممکنه نتونم عاشقانه زندگی کنم.
3- من تا مرز عاشق شدن فاصله داشتم وقتی این اتفاق افتاد. و چون بد اتفاق افتاد و اتفاقای بدتری هم پشتش پیش اومد باعث شد که از رابطه سرد بشم. از دوست داشتنم دست نکشیدم چون دوستمو با روحیات و اخلاقش شناخته بودم، با قابلیتاش ولی این مسائل باعث شد تا رابطه رمانتیک نشه.
خوب یه موردی که بعضی از پسرا میرن دنبال ازدواج و کلا موردی که نیروی محرکه آقایون واسه ازدواج هست تخلیه نیروی جنسی است. این باعث میشه که سختیهای ازدواج رو بپذیرند بخصوص با این رسم و رسومات ما و برای تشکیل خانواده اشتیاق بیشتری داشته باشند. ولی خوب این نیروی محرکه در هم به دلایلی که در بالا ذکر کردم هم دیگه اون رمز آلودگیشو نداره و هم خدشه دار شده و از اشتیاقم واسه ازدواج بشدت کاسته.








علاقه مندی ها (Bookmarks)