با تشک بسیار از یک زن امیدوار و بهار66
دوست عزیزم یک زن امیدوار ممنونم از راهنمایتون کار بسیار سختی رو ازم میخوایین اونم وقتی که احساسم شکسته شده و خیلی جاها احساس کردم که اون برام ارزش قاعل نیست.اما فکر میکنم قسمتی از ماجرا همین باشه که ما به هم احترام میگزاریم ولی شاید نتونستیم براهم ارزش کافی رو قاعل بشیم.

دوست عزیزم بهار 66 ممنونم از اینکه درد دل های منو با دقت خوندین تو متن اولیه از بس فکرم مشغول بود نتونستم مسعله رو خوب بیان کنم لطف کنین متن بعدیم 4# رو بخونین بنده رو راهنمایی بفرمایین
خرده مساعل بعضی هاش حل شد با همگاری همو بعضیش با گذشت حل شد و خیلیش هم هنوز حل نشده
مستقیم گفتن خواسته ها با اینکه تصمیمات کلی بگیره و بخواد که من بدون صحبت اجرا کنم فرق داره
حس مردی یعنی
زن شوهرشو قبول داشته باشه
به منطقش اعتماد کنه و تصمیمات اساسی زندگی رو بش بسپاره
اگه زن از مردش نظر خواست بعد بدون اطلاعش عکسشو عمل نکنه
تو مکالمات روزمره براش صحبت مردش مهم باشه
لهن صحبتش یا شوهرش بایدو نباید نباشه خواهش همراه با نازو کرشمه باشه
جلود دیگران وقتی شوهرش داره حرف میزنه سعی کنه همه گوش بدن نه اینکه خودش بپره تو حرفش
و......
از لباس پوشیدن من تا خرید لوازم منزل تا.... نظر نظر ایشون هستش
ایشون همیشه میگن هرچی تو بگی آقایی ولی....(به نوعی اظهار میکنه که من تصمیم گیرم و لی سوالشو جوری می پرسه که خواسته اون بشه)
منتظر راه حل هاتونم دوستان خوبم