گلپر جان سلام،
خير بچه نداريم عليرغم اينكه من عاشق بچه هستم ولي همسرم از ترس مشكلات بعدي ، كاملا" مخالفه.
من 32 ساله هستم و همسرم 44 سالشه . هردو هم كارمند هستيم و وضعيت مالي متوسط هستيم.
در مورد افراد خونواده اش پرسيدي ......خواهرش تقريبا" همين وضعيت را داره و از همه مهمتر اينكه همسرم دوران كودكي ...نوجواني خوبي نداشته ....پدرش فردي بسيار ديكتاتور ماب و مقيد به چارچوب هايي كه در حال حاضر اين اخلاق و رفتار را همسرم داره در مورد من انجام ميده البته خفيف تر.......تمام مسائل و مشكلات ما را خانواده هردومون ميدونن و متاسفانه همه جنگ و دعواهاي ما از خانواده من شروع شد و حساسيتي كه همسرم نسبت به برخي رفتارهاي آنها نشون ميداد و در حال حاضر كينه بسيار شديدي از من و خانواده ام به دل دارد و عليرغم اينكه افراد خانواده خودش هم توصيه مي كنند كه دست از لجبازي برداره ولي خودش ميگه كينه من مقدس و.........
ايراد گرفتنش بيشتر در مورد قيافه و لباس پوشيدن منه تا خونه و وسايل خونه يا غذا .....آدم بسيار تنوع طلبيه .....دلش ميخواد من هرروز يه شكل باشم از رنگ مو گرفته تا ريز ترين جوش روي صورت من انتقاد ميكنه از تن صدا....از حرف زدن .....خلاصه اخلاق و رفتار و همه چيز كه به شخص من يا رفتارهاي اجتماعي من مربوط ميشه .......البته بايد بگويم كه خداراشكر قيافه معمول و متناسبي دارم و بگفته اطرافيان فرد خوش پوش و مرتبي هم هستم ولي قلبا" دوست ندارم هر روز يك شكل باشم تا نظر همسرم را جلب كنم چون متاسفانه روز بعد من را با همكارش يا همسايه يا.... مقايسه ميكنه.
در مجموع بايد بگم كه از هم بسيار دلخور هستيم و الان هم مدت دو ماه است كه با هم قهريم البته در يك خونه زندگي ميكنيم و بقولي ميشه گفت طلاق عاطفي بين ما اتفاق افتاده .......اون خريدهاي خونه را كم وبيش انجام ميده منهم كارهاي معمول خونه را انجام ميدم ولي از سر كار كه برمي گرديم مكالماتون در حد سلام و خداحافظ است.....
اوضاع بسيار بسيار بديه ...... اگه سر كار نميرفتم و درس نمي خوندم مطمئنم تا الان بايد توي تيمارستان مي بودم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)