سلام دوستای عزیزم
مشکل من ،با عرض معذرت روابطی هستش که در گذشته داشتم. با یه پسری دوست شدم تو یه شرایط بدی روحی و برای فرار از مشکلاتم به کسی پناه بردم که پشت اون چهره آروم و شخصیت اجتماعی که داشت واقعا یه هیولا پنهان شده بود. فقط می تونم بگم از سادگی و اوضاع روحی من کمال سوءاستفاده رو کرد و بعد هم با کمال طلبکاری از من جدا شد. البته به خواست خودم جدا شد. البته خیلی سعی کرد که منو راضی کنه که به بکارت من دست درازی کنه که نشد و این اجازه رو بهش ندادم. ولی در همون حد روابط جنسی که باهاش داشتم شده برای من عذاب وجدان شدید. بعد از جدا شدن از اون دوباره به سوی خدا برگشتم و یه توبه سخت و سفت کردم و به هیچ وچه هم زیر عهد و پیمانم با خدا نزدم . البته از اول هم آدم معتقدی بودم ولی گرفتار یه عشق بیهوده و کورکورانه و یه طرفه تو یه شرایط روحی بد شدم. بعد از اون خدا یه پسر خیلی خوب و مهربون از یه خانواده اصیل و آبرودار نصیبم کرد که واقعا هم دوستم داره. چند بار از روابط گذشتم سوال کرد و من هم بهش گفتم روابط جنسی با کسی نداشتم و پشتش هزار باز توی خودم شکستم که دارم دروغ می گم . باورتون نمیشه فکر اینکه یه روزی به یه شکلی شوهرم متوجه این قضیه بشه و نمی دونم مثلا یه جوری با اون پسره آشنا شه و قضیه رو بفهمه منو عذاب میده. در کل حتی اگه متوجه نشه هم عذاب وجدان این دروغ خیلی ناراحتم می کنه . تورو خدا بهم بگید جی کار کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)