[size=medium]منم قبول ندارم که سابینا بره توی زندگیش ..
پسری که در قبال همسرش و زندگیش از اول زندگی که اینقدر همه زوجین برای آغازش ذوق و شوق دارن اینطور بی انگیزست که حتی دنبال کارم نمیره چطوری بعدها می خواد مسولیت زندگی مشترک رو قبول کنه؟؟؟؟
آنی عزیزم ببخشید ولی زندگی و تلاش برای زندگی یه چیز صد در صد دو طرفه هست .مگه میشه یه طرفه همه چی رو ساخت؟؟ پس نقش زن و مردی و مادر و پدری این وسط چی میشه!!!!!!!!!!
من اصلا منظورم این نیست که سابینا جدا شه یا بمونه .این تصمیمی هست که در نهایت خودش میگیره اما فکر نمی کنم زیر ساخت های کنونی برای شروع این زندگی مشترک کافی باشن .وقتی می دونی آب گرمکن خرابه و آب حموم یخه یا آب قطعه حموم رفتن کار عاقلانه ای به نظر نمیاد!
با تمام علاقه ای که به آنی عزیزم دارم ولی فکر نکنم ایده خوبی باشه ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)