آقای مهرداد عزیز
من اگه بخوام از خانمم جدا بشم خیلی راحت می تونم.
کافیه بهش بگم من از این کارها می کنم و مطمئناً اون خودش ازم جدا میشه. اصلاً
همین الانش هم بعضی وقتا می گه من می ترسم و اجازه بده که برا جدایی اقدام کنم. نه اینکه از من بترسه
از این می ترسه که خارج اومدن باعث بشه به ایمانش لطمه ای بخوره.
آره قبول دارم که
بعضی وقتا فکر می کنم دیگه واسم جذاب نیست ( هر چند که
وقتی خانم های دوستام رو می بینم تقریباً از متوسط هم بالاتره و لذا ظاهر نسبتاً جذابی داره) و این هم اثرش از همون فیلم ها میاد. البته تو این زمینه من بیشتر از این می ترسم که منی که اینقد تند هستم و حتی
تو اون تست که اون دوستمون گفتن هم نمره ماکسیمم شدم !!! بعد
وقتی جفتمون بشیم 50 سال، اون دیگه سرد شده ولی من احتمالاً نه. من مرد های معمولی رو هم که می بینم
می بینم طرف 60 سالشه و هنوز از دختر خوشگل و اینا میگه. بعد منی که اینقد تند و گرم هستم دیگه چی !!
بعد می گم
شاید باید یه اختلاف سنی 8-9 سال رو رعایت می کردم. البته اینا هم دلیل جدا شدن تو این تاپیک نیست . اینا رو واسه اطلاع گفتم.
به نظر شما یه دختر که قلباً شما رو دیوونه وار دوست داره چون فکر می کنه که خیلی پاک و مومن هستید و واسه خاطر شما می خواد حتی دوری و غربت رو هم تحمل کنه،
بعد تو زندگی یهو متوجه بشه که نه طرف اونطوری هم نبوده و حتی گناه های بزرگی هم می کرده ، چه اتفاقی ممکنه بیافته؟
من می خوام اینو بدونم که این نگرانی های من به جاست یا نه؟ آیا باید این نگرانی ها رو جدی بگیرم یا بی خیالشون بشم؟
البته خیلی خوشحالم که این تاپیک رو گذاشتم چون راهنمایی های دوستان واسه ترک این گناه ها هم خیلی مفید بود.
علاقه مندی ها (Bookmarks)