اگر نظر من رو می خواهید، فکر می کنم همه چیز رو در پست قبلیم گفتم.
من خودم به شخصه مخالف این هستم که مثلاً پسر و دختر که اصلاً همدیگر رو ندیده اند، بعد از 3-4 جلسه خواستگاری و آشنایی تصمیم به ازدواج بگیرند!!
من خودم نظرم این هست که پسر و دختر باید قبل عقد و حتی نامزدی چند ماه همدیگر رو بشناسند.
ولی منظور این نیست که پسر دختر یواشکی با هم دوست بشوند و دوست دختر دوست پسر بازی راه بیاندازند و احساسی بشوند و ...
من به شما می گویم اگر پسر قصدش ازدواج است و شرایط ازدواج دارد، از طریق خواستگاری رسمی اقدام می کند.
ولی بقیه پسرها که قصدهای دیگری دارند و یا برنامه ازدواج ندارند، از طریقهای دیگر وارد می شوند که در پست قبلی گفتم.
پس یعنی اگر شما دخترها تنها خواستگاری رسمی رو به تنها راه ورود به مرحله شناخت قرار بدهید، از دست پسرهای هوسباز و بی برنامه و بی مسئولیت و ... در امان خواهید بود!
و اون چند ماه آشنایی که گفتم، باز هم به نظر من باید زیر نظر خانواده صورت بگیرد.
منظور از زیر نظر خانواده ها این نیست که آقا پسر بگوید من به پدر مادرم گفتم و دختر هم فرضاً به مادرش بگوید! بلکه منظور این است که آقا پسر با خانواده اش رسماً تشریف بیاورند به خواستگاری شما و بعد در صورت تمایل هر دو طرف آشنایی شروع شود!
بخشی از آن می تواند مهمانی های خانوادگی باشد. و همینطور جلساتی که پسر و دختر بنشینند و با هم صحبت کنند. سوالها باید هدفدار و در جهت شناخت باشند. یک مقاله در رابطه با سوالهای خواستگاری در سایت همدردی هست که خیلی جالبه.
به هر حال نظر شخصی و غیر کارشناسی من این است که از این طریق ما می توانیم بهترین شناخت رو از خود طرف و از خانواده اش به دست بیاوریم. و همینطور از این طریق خیلی کمتر درگیر احساسات می شویم. و همینطور می توانیم از نظرهای پدر مادرها استفاده کنیم و از این مرحله شناخت بهترین استفاده رو ببریم.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)