به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 156

Threaded View

  1. #5
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    Re: دلایل عینی برای منع رابطه های دوستی دختر و پسر

    .

    نقل قول نوشته اصلی توسط ............. نمایش پست ها
    سلام به همه عزیزای تالار
    دختری 29 ساله هستم سال 84 با پسری 4 سال کوچکتر از خودم دوست شدم (البته شهر اونا دو ساعت با ما فاصله داشت) بعد سه سال دوستی و شناخت نسبت به یکدیگر قول و قرار ازدواج گذاشتیم در واقع مثل دو تا نامزد ادامه دادیم. البته پسره موقع دوستی با من دانشجوی فوق دیپلم بود و من دانشجوی سال آخر کارشناسی بودم. البته بعد از قرار ازدواج هر دو خانواده در جریان امر قرار گرفتن فقط تا زمان خواستگاری نه پدر و مادر من و نه پدر و مادر ایشون ما دو تا رو ندیده بودن فقط عکسمون و دیده بودن اما تو هر مناسبتی هر دو طرف برای عروس و دامادشون کادو میفرستادن و ... مثل دو تا نامزد واقعی از رفت و آمد دوجانبه من و خواهراش و دخترخاله اش به خونه ما و خونه خاله اش اینا دیگه کلا همه میدونستن و عجله داشتن که ما کی عروسی میکنیم بالاخره بعد از شش سال رابطه و دوندگی من در کنار ایشون و گرفتن کارشناسی و پایان خدمت و تشکیل یه شرکت با دوستش بعد از عید به خواستگاری اومدن اما مامانش رفته و گفته بود از ادبش کمالاتش لیاقتش وضع خونوادگیش (البته وضع ما بالاتر از اونا بود) و ... همه چیزش خوشم اومد ولی دختره به دلم نچسبید.پسره گفت اون همسرمه من فقط با اون ازدواج میکنم بلاخره بعد از دو هفته دوباره اومدن فرداش هم پسره اومد تو یه مراسم رسمی انگشتری دستم کردن و رفتن تا جمعه آینده مراسم عقد و بله برون رسمی؛ تا اینکه آخر هفته پسره یه دفعه زنگ زد گفت که همه چی بین ما تموم شده پدرش زنگ زد گفت ما هیچ مشکلی غیر از اختلاف سنی دخترتون ندارم سه روز بعدش پسره زنگ زد و گفت همه چی رو میدونستن خونوادم یه کاری کردن که دیگه نمیتونم تو روی تو نگاه کنم از تو و خونوادت شرمندم میدونم تاوانش و خواهم داد و کلا رابطه اش و باهام قطع کرد پیش خاله اش رفتم پسردائیش رفتم با خونه شون تماس گرفتم گفتن ازش خبری نداریم بعد از یه ماه و نیم مامانش اومد تو محل آبروریزی کرد و انگشتری و گرفت و رفت الان دو ماهه ازش خبری ندارم دلم از همه پره الان نمی دونم برم دنبالش چیکار کنم آخه اون مثل همسرم بود فقط سقف و کم داشتیم لطفا راهنماییم کنین با تشکر از همه اعضا
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه 09 خرداد 92 در ساعت 01:47

  2. 24 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 04 بهمن 92), azad73 (دوشنبه 23 تیر 93), khaleghezey (دوشنبه 07 بهمن 92), فرشته مهربان (سه شنبه 12 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. *:* پیوست تاپیک دلایل عینی برای منع رابطه های دوستی دختر و پسر >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 آذر 93, 17:30
  2. ابراز علاقه پسر به دختر چقدر واقعیه؟؟؟
    توسط green smile در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 مرداد 90, 20:56

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.