ببین دوست من
منم درشرایطی مشابه شما قرار داشتم،احتمالا تاپیکمو خوندی:
خانواده خواستگارم دنبال عروس خوشگلتر ازمن میگردن،چیکارکنم؟
البته مدت ارتباط من با اون اقا خیلی کمتر ازشما بود ولی وابستگی ایجاد شده بود بینمون که به نظرم برای تصمیمگیری برای ازدواج خیلی مخرب بود
فکر میکردم تمام چیزی که بین من و اون بود شده بود احساس و وابستگی ؛جفتمونم اینو متوجه شده بودیم
من اصلا دلم نمیخواست اون تحت تاثیر احساسات منو انتخاب کنه،دلم میخواد منطقا و عقلا به این نتیجه برسه و انتخابم کنه،این انتخاب برام خیلی مهمه،دلم میخواد اونقدر از انتخابم مطمعن باشه که بعدا اگه ازدواج کردیم کوچکترین حس پشیمونی بش دست نده یا فکر نکنه احساسی تصمیم گرفته
اگرموضوع مخالفت خانوادش هم نبود من ازش زمانی یک ماهه میخواستم که ارتباطمون قطع شه و دور از احساسات تصمیممونو بگیریم
این قطع یک ماهه ارتباطمون حالا تواما دوهدف داره:راضی کردن خانوادش و منطقا به موضوع نگاه کردن هر دومون
منم به این مطلب اعتقاد دارم:
اگر یکی رو واقعا دوست داری ولش کن اگه قسمت بود برمی گرده اگه هم برنگشت از اول هم ماله تو نبوده .(شکسپیر)
منم رهاش کردم،ده روز ازون روز میگذره،هنوز که هیچ خبری ازش نشده
واقعا روزهای وحشتناکی رو سپری میکنم،تو خواب و بیداری به یادشم
دائم حرفاش،کاراش،رفتارش یادم میاد
خیلی هم گریه کردم
میدونم اونم ناراحته
هم به خاطر من ،هم خودش
ولی این زمان باید سپری بشه
امیدوارم هرچی صلاحمونه پیش بیاد
شما هم حتما ارتباطتتونو قطع کن
منم این توصیه رو از مشاور گرفتم
در زمان جدایی به شدت بهتون سخت خواهد گذشت
ولی نتیجه هست که مهمه،بحث سریک عمر زندگیه
جدایی بینتون باعث بی تفاوتی بینتون نخواهد شد اگه واقعا دلبسته هم باشید
ولی اگه حستون فقط وابستگی باشه،با گذشت زمان متوجه نکاتی میشی که در زمان وابستگی بهش توجه نمیکردی
البته منم نمیدونم برای شما یک ماه بسه یا دوماه
ولی برای من یک ماه کافیه،چون ما یک ماه رابطه داشتیم حالا یک ماه جدایی :(
شما هم به این جدایی احتیاج داری،شما هم باید فکر کنی،به اینکه واقعا به درد هم میخورید؟به اشتباهاتون،به راهکارهای موجود برای حل مشکلتون و ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)