سلام
دوست عزیز نمیشود نظر مطلق داد،شما ایشان را میشناسید نه ما،
سعی کنید قبل از اینکه این قضیه رسمیت پیدا کند همه این مسائل را حل کنید،حتی اگر میبینید که این وصلت به نفع شما نیست؛ارتباط را قطع کن؛فوقش 6 ماه دیپرس شدی،اما در عوض یک عمر پشیمان نیستی
الان شما معیارهای خودت رو داری،البته نکته ای دیگر هم هست،معمولا" در رابطه های که وابستگی احساسی پیش می آید فردی که برای خودش معیار داشته اونها رو رها میکند و معیارهایش را بر اساس طرف مقابلش انتخاب میکند؛متوجه هستید؟
اگر شما چنین نیستید و میخواهید انتخاب بر اساس اصول صحیح باشد،ایشان را که شناخته اید؛با معیارهای خودت مقایسه کن،بعد موردی که بارها در تالار به آن اشاره شده،امتیاز بندی معیارها است،مثلا" میبینی یکی دوست نداره با خانواده همسرش مسافت زیادی فاصله داشته باشه،یعنی از شهر دیگر باشد،ولی وقتی از دختر و خانواده شناخت پیدا میکند و بسیاری از معیارهایش را دارد،از این مورد چشم پوشی میکند ،به خاطر سایر امتیازها ،نه صرفا" به خاطر احساس! دوست داشتن و علاقه باید باشد چون شرط ازدواج است ،یکی از معیارها است اما با امتیاز کم،پس نباید همه چیز را فدای دوست داشتن کرد،چون در آینده این حس قوی که شما رابه سوی وصال سوق میدهد دیگر در میان نیست،شکل واقعی زندگی و طرفین برای هم نمایان میشود؛اینجاست که رضایت یا عدم رضایت ظاهر میشود.
چه دختر و چه پسر وقتی زیر بار مسئولیت زندگی مشترک رفتن،خواسته یا ناخواسته تغییراتی در نوع نگرش ، نوع برخورد و رفتارشان ایجاد میشود،مثلا" ما اینطور در نظر میگیرم که این خانم در دوران مجردی زیاد کسی کاری به کارش نداشته و دیگران کارهاش رو انجام میدادن،اما وقتی وارد زندگی مشترک شد اوضاع فرق میکند؛زمان این موارد را رفع میکند، اما در خصوص رفاهی که از آن سخن میگوید؛ببینید چه بخوای و چه نخوای دختری که در رفاه بوده دوست دارد در رفاه بماند،قبول کنیم رفاه فقط در مادیات نیست، در چگونه زندگی کردن است،درست زندگی کردن،زندگی که در آن ،دوستی ؛صمیمیت؛درک متقابل و تلاش دو طرف برای رضایت شان از زندگی ،باشد ،سعادت و آرامش را به ارمغان می آورد؛مهم اینه که ما باید قبول کنیم تفاوتها همیشه هستند،اختلاف همیشه هست،اما مدیریت این مسائل از اهمیت بالای برخوردار است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)