دوست داره یه خانم خانه دار باشه که مثلا تا ظهر بخوابه بعد هم پاشه نهار بخوره و تلویزیون ببینه و زنگ بزنه به پری و زری و ... تا عصر که شما برید خونه و ببریدش گردش و ...
یا اینکه دوست داره رسما شاغل نباشه و در عوض با فعالیتهای اجتماعی و خیریه و ... شرکت در آموزشهای مختلف و خوندن کتاب و دیدن فیلم و یادگیری و ... زندگیتون را و خودش را بهبود بده؟
نظر من اینه که شاغل نبودن مهم نیست. فلسفه پشتش مهمه. من هم تحصیلات عالیه دارم و متاسفانه شاغلم. اما همیشه به این فکر می کنم که کاش می شد کار نکنم و به زندگیم و خودم برسم. البته الان هم سعی می کنم که به علایقم برسم اما خب سخته. وقت نمی شه.
ببینید می خواد بیکار باشه چیکار کنه؟
شاید هم چون مادرش شاغله و تصویر ذهنی بدی توی ذهنش مونده این تصمیم را گرفته. مثلا در کودکی از نبودن مادر اذیت شده یا کمبودهایی را در زندگیش بخاطر شاغل بودن مادر تحمل کرده. اول علتش را پیدا کنید تا بعد بریم سر راه حل.









علاقه مندی ها (Bookmarks)